keennesses

[ایالات متحده]/ˈkiːnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈkiːnəsɪz/

ترجمه

n. تیزی یا وضوح درک

جملات نمونه

her keenness for learning languages is impressive.

اشتیاق او برای یادگیری زبان‌ها بسیار впечатляющий است.

he showed great keenness in participating in the project.

او اشتیاق زیادی برای شرکت در پروژه نشان داد.

we appreciate your keenness to help others.

ما از تمایل شما به کمک به دیگران قدردانی می کنیم.

his keenness for sports keeps him active.

اشتیاق او به ورزش او را فعال نگه می دارد.

she has a keenness for exploring new cultures.

او اشتیاقی برای کشف فرهنگ های جدید دارد.

her keenness to learn new skills is admirable.

اشتیاق او به یادگیری مهارت های جدید قابل تحسین است.

they expressed their keenness for the upcoming event.

آنها اشتیاق خود را برای رویداد آینده ابراز کردند.

his keenness for detail makes him a great editor.

اشتیاق او به جزئیات او را به یک ویراستار عالی تبدیل می کند.

her keenness for fashion is evident in her style.

اشتیاق او به مد در سبک او آشکار است.

we admire their keenness to innovate in technology.

ما از تمایل آنها به نوآوری در فناوری تحسین می کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید