kegging

[ایالات متحده]/keg/
[بریتانیا]/kɛɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بشکه کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

beer keg

حباب شیشه ای

barrel keg

حباب بشکه ای

metal keg

حباب فلزی

wine keg

حباب شراب

keg party

جشنواره حباب

empty keg

حباب خالی

tap a keg

حباب را باز کردن

powder keg

حباب پودری

جملات نمونه

broach a keg of beer.

گشودن یک بشکه آبجو

tap a new keg of beer.

تپ کردن یک بشکه جدید آبجو

the place had been a powder keg since the uprising.

این مکان از زمان شورش مانند یک بشکه باروتی بوده است.

The bar tender tapped a new keg of beer.

بارتندر یک بشکه جدید آبجو را تپ کرد.

They tapped the keg at the party.

آنها بشکه را در مهمانی تپ کردند.

The keg of beer was empty after the party.

بشکه آبجو پس از مهمانی خالی بود.

He ordered a keg of his favorite craft beer.

او یک بشکه آبجو دست‌ساز مورد علاقه خود سفارش داد.

The keg stand at the college party was a hit.

مسابقه ایستادن روی بشکه در مهمانی دانشگاه بسیار محبوب بود.

She struggled to lift the heavy keg of water.

او برای بلند کردن بشکه سنگین آب تلاش کرد.

The bartender rolled the keg into the storage room.

بارتندر بشکه را به اتاق انبار راند.

They used a tap to pour beer from the keg.

آنها از شیر برای ریختن آبجو از بشکه استفاده کردند.

The keg was leaking and needed to be replaced.

بشکه نشت داشت و نیاز به تعویض داشت.

The brewery offered a discount on kegs for the event.

کارخانه آبجوسازی برای این رویداد تخفیف روی بشکه ها ارائه داد.

He carried the keg of soda to the picnic area.

او بشکه نوشابه را به محل پیک نیک برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید