| جمع | keisters |
kick your keister
ضربه به باسن شما
keister in gear
باسن در حالت آماده
keister out
بیرون رفتن باسن
keister down
باسن پایین
keister up
باسن بالا
keister safe
باسن امن
keister move
حرکت باسن
keister cover
پوشاندن باسن
keister check
بررسی باسن
keister kick
کتک زدن باسن
he fell on his keister while ice skating.
او در حالی که اسکیت سواری میکرد، روی باسنش افتاد.
don't sit on your keister all day; go for a walk!
کل روز روی باسن خود ننشینید؛ برای پیادهروی بروید!
she laughed so hard that she almost fell on her keister.
او آنقدر خندید که تقریباً روی باسنش افتاد.
he has a sore keister from the long bike ride.
او به دلیل دوچرخهسواری طولانی، باسنش درد میکند.
after the fall, he rubbed his keister to ease the pain.
بعد از افتادن، او باسنش را مالید تا درد را تسکین دهد.
she told him to get off his keister and help with the chores.
به او گفت از روی باسنش بلند شود و در کارهای خانه کمک کند.
he landed right on his keister during the game.
او درست روی باسنش در طول بازی فرود آمد.
don't be a lazy keister; join us for the hike!
یک تنبل نباشید؛ به پیادهروی ما بپیوندید!
she slipped and landed on her keister in the mud.
او لیز خورد و روی باسنش در گل افتاد.
after sitting on my keister for hours, i needed to stretch.
بعد از نشستن روی باسنم به مدت چند ساعت، نیاز داشتم کمی کشش کنم.
kick your keister
ضربه به باسن شما
keister in gear
باسن در حالت آماده
keister out
بیرون رفتن باسن
keister down
باسن پایین
keister up
باسن بالا
keister safe
باسن امن
keister move
حرکت باسن
keister cover
پوشاندن باسن
keister check
بررسی باسن
keister kick
کتک زدن باسن
he fell on his keister while ice skating.
او در حالی که اسکیت سواری میکرد، روی باسنش افتاد.
don't sit on your keister all day; go for a walk!
کل روز روی باسن خود ننشینید؛ برای پیادهروی بروید!
she laughed so hard that she almost fell on her keister.
او آنقدر خندید که تقریباً روی باسنش افتاد.
he has a sore keister from the long bike ride.
او به دلیل دوچرخهسواری طولانی، باسنش درد میکند.
after the fall, he rubbed his keister to ease the pain.
بعد از افتادن، او باسنش را مالید تا درد را تسکین دهد.
she told him to get off his keister and help with the chores.
به او گفت از روی باسنش بلند شود و در کارهای خانه کمک کند.
he landed right on his keister during the game.
او درست روی باسنش در طول بازی فرود آمد.
don't be a lazy keister; join us for the hike!
یک تنبل نباشید؛ به پیادهروی ما بپیوندید!
she slipped and landed on her keister in the mud.
او لیز خورد و روی باسنش در گل افتاد.
after sitting on my keister for hours, i needed to stretch.
بعد از نشستن روی باسنم به مدت چند ساعت، نیاز داشتم کمی کشش کنم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید