keister

[ایالات متحده]/ˈkaɪstə/
[بریتانیا]/ˈkaɪstər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک چمدان کوچک یا کیف دستی؛ (غیررسمی، ایالات متحده) باسن
Word Forms
جمعkeisters

عبارات و ترکیب‌ها

kick your keister

ضربه به باسن شما

keister in gear

باسن در حالت آماده

keister out

بیرون رفتن باسن

keister down

باسن پایین

keister up

باسن بالا

keister safe

باسن امن

keister move

حرکت باسن

keister cover

پوشاندن باسن

keister check

بررسی باسن

keister kick

کتک زدن باسن

جملات نمونه

he fell on his keister while ice skating.

او در حالی که اسکیت سواری می‌کرد، روی باسنش افتاد.

don't sit on your keister all day; go for a walk!

کل روز روی باسن خود ننشینید؛ برای پیاده‌روی بروید!

she laughed so hard that she almost fell on her keister.

او آنقدر خندید که تقریباً روی باسنش افتاد.

he has a sore keister from the long bike ride.

او به دلیل دوچرخه‌سواری طولانی، باسنش درد می‌کند.

after the fall, he rubbed his keister to ease the pain.

بعد از افتادن، او باسنش را مالید تا درد را تسکین دهد.

she told him to get off his keister and help with the chores.

به او گفت از روی باسنش بلند شود و در کارهای خانه کمک کند.

he landed right on his keister during the game.

او درست روی باسنش در طول بازی فرود آمد.

don't be a lazy keister; join us for the hike!

یک تنبل نباشید؛ به پیاده‌روی ما بپیوندید!

she slipped and landed on her keister in the mud.

او لیز خورد و روی باسنش در گل افتاد.

after sitting on my keister for hours, i needed to stretch.

بعد از نشستن روی باسنم به مدت چند ساعت، نیاز داشتم کمی کشش کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید