butt

[ایالات متحده]/bʌt/
[بریتانیا]/bʌt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هدف نهایی; انتهای ضخیم تر; قسمتی که به آن تمسخر می شود; انتهای سیگار; انتهای عقبی
vt. با استفاده از سر تصادف کردن

عبارات و ترکیب‌ها

butt joint

اتصال ته به ته

butt welding

جوشکاری ته به ته

butt weld

جوش ته به ته

butt welded

جوشکاری شده ته به ته

butt in

ته در

butt welder

جوشکار ته به ته

butt welding machine

دستگاه جوشکاری ته به ته

head butt

ضربه سر

cigarette butt

سر سیگار

جملات نمونه

a butt of malmsey.

یک پیپ مالامسی.

the butt of a rifle.

ته‌نوخه تفنگ.

I was the butt of their jokes.

من طعنه آنها بودم.

There's no butter left.

دیگر کره ای باقی نمانده است.

He was the butt of their jokes.

او طعنه آنها بود.

sorry to butt in on you.

متاسفم که مزاحم شما شدم.

Add the butter last.

اضافه کردن کره در آخر

spread butter on bread

کره را روی نان بمالید.

There is a knob of butter on the table.

یک تکه کره روی میز است.

spread butter on bread (=spread bread with butter)

کره را روی نان بمالید (=نان را با کره بمالید)

the bread and butter of non-League soccer.

نان و کره فوتبال لیگ غیرحرفه‌ای.

add a knob of butter or margarine.

یک تکه کره یا مارگارین اضافه کنید.

it was so hot that the butter ran.

خیلی گرم بود که کره آب شد.

he was the butt of some unkind jokes.

او طعنه برخی شوخی‌های بی‌رحمانه بود.

Butter liquefies in heat.

کره در گرما مایع می شود.

نمونه‌های واقعی

You don't know when to butt out.

شما نمی‌دانید چه زمانی باید کنار بروید.

منبع: 2 Broke Girls Season 4

'can - chyou.' 'wown - chyou.' 'ge - chy'r' Get your butt in here.

'can - chyou.' 'wown - chyou.' 'ge - chy'r' به اینجا بیا، بی‌شرم.

منبع: Learn American pronunciation with Hadar.

It's almost all cigarette butts, plastic bottles.

تقریباً همه ته سیگار و بطری‌های پلاستیکی هستند.

منبع: CNN Selected August 2015 Collection

Hey, slumber butt, where ya been all day?

هی، بی‌خواب، کل روز کجا بودی؟

منبع: Lost Girl Season 2

And then study your butt off while you're busy being sick.

و سپس در حالی که مشغول بیماری هستید، تمام تلاش خود را برای مطالعه به کار بگیرید.

منبع: Hobby suggestions for React

Ove swears and puts the butt in his pocket.

اووه قسم می‌خورد و ته سیگار را در جیبش می‌گذارد.

منبع: A man named Ove decides to die.

And that, like GameStop, isn't a cigar butt.

و آن، مانند گیم‌استاپ، ته سیگار نیست.

منبع: Financial Times

Last week I picked up 1 28 cigarette butts.

هفته گذشته 128 ته سیگار جمع کردم.

منبع: Mary and Max Original Soundtrack

Ma'am, you're going to have to adjust your butt.

خانم، شما باید باکره خود را تنظیم کنید.

منبع: CNN 10 Student English January 2023 Compilation

In my 7th-grade yearbook, I was literally voted " Most butt."

در سالنامه کلاس هفتم من، من به طور واقعی به عنوان "بیشترین باکره" رای داده شدم.

منبع: "Reconstructing a Lady" Original Soundtrack

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید