| جمع | kelims |
kelim rug
فرش کلیم
kelim design
طراحی کلیم
kelim pattern
الگوی کلیم
kelim weaving
بافت کلیم
kelim art
هنر کلیم
kelim style
سبک کلیم
kelim collection
کلکسیون کلیم
kelim fabric
پارچه کلیم
kelim throw
پتو کلیم
kelim pillow
بالش کلیم
he decided to kelim his plans for the weekend.
او تصمیم گرفت برنامههای آخر هفته خود را تعیین کند.
we need to kelim the project deadline.
ما نیاز داریم مهلت پروژه را تعیین کنیم.
she had to kelim her expectations for the event.
او مجبور شد انتظارات خود را برای رویداد تعیین کند.
they want to kelim the budget for the new campaign.
آنها میخواهند بودجه کمپین جدید را تعیین کنند.
he was forced to kelim his travel plans due to the weather.
او به دلیل شرایط آب و هوایی مجبور شد برنامههای سفر خود را تعیین کند.
it's important to kelim your workload to avoid burnout.
برای جلوگیری از فرسودگی مهم است که حجم کاری خود را تعیین کنید.
she had to kelim her involvement in the committee.
او مجبور شد میزان مشارکت خود در کمیته را تعیین کند.
we should kelim our strategy based on the latest data.
ما باید استراتژی خود را بر اساس آخرین دادهها تعیین کنیم.
he decided to kelim the meeting to next week.
او تصمیم گرفت جلسه را به هفته آینده موکول کند.
they had to kelim their goals for the quarter.
آنها مجبور شدند اهداف خود را برای فصل تعیین کنند.
kelim rug
فرش کلیم
kelim design
طراحی کلیم
kelim pattern
الگوی کلیم
kelim weaving
بافت کلیم
kelim art
هنر کلیم
kelim style
سبک کلیم
kelim collection
کلکسیون کلیم
kelim fabric
پارچه کلیم
kelim throw
پتو کلیم
kelim pillow
بالش کلیم
he decided to kelim his plans for the weekend.
او تصمیم گرفت برنامههای آخر هفته خود را تعیین کند.
we need to kelim the project deadline.
ما نیاز داریم مهلت پروژه را تعیین کنیم.
she had to kelim her expectations for the event.
او مجبور شد انتظارات خود را برای رویداد تعیین کند.
they want to kelim the budget for the new campaign.
آنها میخواهند بودجه کمپین جدید را تعیین کنند.
he was forced to kelim his travel plans due to the weather.
او به دلیل شرایط آب و هوایی مجبور شد برنامههای سفر خود را تعیین کند.
it's important to kelim your workload to avoid burnout.
برای جلوگیری از فرسودگی مهم است که حجم کاری خود را تعیین کنید.
she had to kelim her involvement in the committee.
او مجبور شد میزان مشارکت خود در کمیته را تعیین کند.
we should kelim our strategy based on the latest data.
ما باید استراتژی خود را بر اساس آخرین دادهها تعیین کنیم.
he decided to kelim the meeting to next week.
او تصمیم گرفت جلسه را به هفته آینده موکول کند.
they had to kelim their goals for the quarter.
آنها مجبور شدند اهداف خود را برای فصل تعیین کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید