kelim

[ایالات متحده]/ˈkɛlɪm/
[بریتانیا]/ˈkɛlɪm/

ترجمه

n. یک فرش یا قالی بافته شده مسطح؛ نوعی پارچه تزئینی
Word Forms
جمعkelims

عبارات و ترکیب‌ها

kelim rug

فرش کلیم

kelim design

طراحی کلیم

kelim pattern

الگوی کلیم

kelim weaving

بافت کلیم

kelim art

هنر کلیم

kelim style

سبک کلیم

kelim collection

کلکسیون کلیم

kelim fabric

پارچه کلیم

kelim throw

پتو کلیم

kelim pillow

بالش کلیم

جملات نمونه

he decided to kelim his plans for the weekend.

او تصمیم گرفت برنامه‌های آخر هفته خود را تعیین کند.

we need to kelim the project deadline.

ما نیاز داریم مهلت پروژه را تعیین کنیم.

she had to kelim her expectations for the event.

او مجبور شد انتظارات خود را برای رویداد تعیین کند.

they want to kelim the budget for the new campaign.

آنها می‌خواهند بودجه کمپین جدید را تعیین کنند.

he was forced to kelim his travel plans due to the weather.

او به دلیل شرایط آب و هوایی مجبور شد برنامه‌های سفر خود را تعیین کند.

it's important to kelim your workload to avoid burnout.

برای جلوگیری از فرسودگی مهم است که حجم کاری خود را تعیین کنید.

she had to kelim her involvement in the committee.

او مجبور شد میزان مشارکت خود در کمیته را تعیین کند.

we should kelim our strategy based on the latest data.

ما باید استراتژی خود را بر اساس آخرین داده‌ها تعیین کنیم.

he decided to kelim the meeting to next week.

او تصمیم گرفت جلسه را به هفته آینده موکول کند.

they had to kelim their goals for the quarter.

آنها مجبور شدند اهداف خود را برای فصل تعیین کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید