| جمع | kelters |
out of kelter
بیرون از نظم
in kelter
درون نظم
kelter up
بالا رفتن نظم
kelter down
پایین رفتن نظم
kelter along
همراه با نظم
get in kelter
وارد نظم شدن
keep kelter
حفظ نظم
kelter back
پس رفتن نظم
kelter away
دور شدن نظم
set in kelter
قرار دادن در نظم
everything was out of kelter at the party.
همه چیز در مهمانی به هم ریخته بود.
his plans were thrown out of kelter by the sudden rain.
برنامههای او به دلیل بارش ناگهانی به هم ریخته بود.
when the team lost, their strategy went completely out of kelter.
وقتی تیم شکست خورد، استراتژی آنها کاملاً به هم ریخت.
she felt her life was out of kelter after the move.
او احساس کرد زندگیاش پس از نقل مکان به هم ریخته است.
the schedule was out of kelter due to the delays.
به دلیل تاخیرها، برنامه از هم گسیخته بود.
his thoughts were out of kelter after the shock.
بعد از شوک، افکار او به هم ریخته بود.
the project went out of kelter because of poor management.
به دلیل مدیریت ضعیف، پروژه از کنترل خارج شد.
she tried to fix the situation, but everything was out of kelter.
او سعی کرد وضعیت را اصلاح کند، اما همه چیز به هم ریخته بود.
his emotions were out of kelter after the breakup.
بعد از جدایی، احساسات او به هم ریخته بود.
after the meeting, everything felt out of kelter.
بعد از جلسه، همه چیز به هم ریخته به نظر می رسید.
out of kelter
بیرون از نظم
in kelter
درون نظم
kelter up
بالا رفتن نظم
kelter down
پایین رفتن نظم
kelter along
همراه با نظم
get in kelter
وارد نظم شدن
keep kelter
حفظ نظم
kelter back
پس رفتن نظم
kelter away
دور شدن نظم
set in kelter
قرار دادن در نظم
everything was out of kelter at the party.
همه چیز در مهمانی به هم ریخته بود.
his plans were thrown out of kelter by the sudden rain.
برنامههای او به دلیل بارش ناگهانی به هم ریخته بود.
when the team lost, their strategy went completely out of kelter.
وقتی تیم شکست خورد، استراتژی آنها کاملاً به هم ریخت.
she felt her life was out of kelter after the move.
او احساس کرد زندگیاش پس از نقل مکان به هم ریخته است.
the schedule was out of kelter due to the delays.
به دلیل تاخیرها، برنامه از هم گسیخته بود.
his thoughts were out of kelter after the shock.
بعد از شوک، افکار او به هم ریخته بود.
the project went out of kelter because of poor management.
به دلیل مدیریت ضعیف، پروژه از کنترل خارج شد.
she tried to fix the situation, but everything was out of kelter.
او سعی کرد وضعیت را اصلاح کند، اما همه چیز به هم ریخته بود.
his emotions were out of kelter after the breakup.
بعد از جدایی، احساسات او به هم ریخته بود.
after the meeting, everything felt out of kelter.
بعد از جلسه، همه چیز به هم ریخته به نظر می رسید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید