keratinize

[ایالات متحده]/ˈkɛrətɪnaɪz/
[بریتانیا]/ˈkerətɪnaɪz/

ترجمه

v. باعث ایجاد کراتینی شدن؛ تحت کراتینی شدن قرار گرفتن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردkeratinizes
صفت یا فعل حال استمراریkeratinizing
زمان گذشتهkeratinized
قسمت سوم فعلkeratinized

عبارات و ترکیب‌ها

keratinize skin

کِراتینه کردن پوست

keratinize cells

کِراتینه کردن سلول‌ها

keratinize tissue

کِراتینه کردن بافت

keratinize layer

کِراتینه کردن لایه

keratinize process

کِراتینه کردن فرآیند

keratinize formation

تشکیل‌دهی کراتینه

keratinize structure

ساختار کراتینه

keratinize development

توسعه کراتینه

keratinize function

عملکرد کراتینه

keratinize mechanism

مکانیسم کراتینه

جملات نمونه

skin cells begin to keratinize as they mature.

سلول‌های پوستی با رسیدن به بلوغ شروع به کراتینه شدن می‌کنند.

keratinize the surface of the skin to protect against damage.

برای محافظت در برابر آسیب، سطح پوست را کراتینه کنید.

some animals have adapted to keratinize their scales.

برخی از حیوانات برای محافظت از فلس‌های خود سازگار شده‌اند تا آن‌ها را کراتینه کنند.

excessive sun exposure can cause the skin to keratinize.

قرار گرفتن بیش از حد در معرض نور خورشید می‌تواند باعث کراتینه شدن پوست شود.

the process of keratinizing helps in wound healing.

فرآیند کراتینه کردن به بهبود زخم کمک می‌کند.

certain treatments can help to keratinize the hair.

درمان‌های خاص می‌توانند به کراتینه کردن موها کمک کنند.

in some species, the beak will keratinize for strength.

در برخی گونه‌ها، منقار برای استحکام کراتینه می‌شود.

when the skin keratinizes, it becomes thicker and tougher.

هنگامی که پوست کراتینه می‌شود، ضخیم‌تر و سخت‌تر می‌شود.

keratinize the nails to improve their durability.

برای بهبود دوام آن‌ها، ناخن‌ها را کراتینه کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید