khamsin

[ایالات متحده]/kæmˈsiːn/
[بریتانیا]/kæmˈsɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک باد داغ و خشک از بیابان در شمال آفریقا؛ یک باد داغ در آفریقا
Word Forms
جمعkhamsins

عبارات و ترکیب‌ها

khamsin wind

باد خَمسین

khamsin season

فصل خَمسین

khamsin storm

طوفان خَمسین

khamsin effect

اثر خَمسین

khamsin heat

گرماي خَمسین

khamsin phenomenon

پدیده‌ی خَمسین

khamsin dust

گرد و غبار خَمسین

khamsin conditions

شرایط خَمسین

khamsin warning

هشدار خَمسین

khamsin climate

آب و هوای خَمسین

جملات نمونه

the khamsin winds are known for their intensity.

وزش بادهای خامسینی به دلیل شدت زیاد معروف است.

during the khamsin season, temperatures can rise dramatically.

در طول فصل خامسینی، دماها می‌توانند به طور چشمگیری افزایش یابد.

residents prepare for the khamsin by securing their homes.

ساکنان برای مقابله با خامسینی خانه‌های خود را ایمن می‌کنند.

the khamsin can bring dust storms to the region.

خامسینی می‌تواند گرد و غبار را به منطقه بیاورد.

traveling during the khamsin can be challenging.

سفر در طول خامسینی می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

many people suffer from allergies during the khamsin.

بسیاری از افراد در طول خامسینی به آلرژی مبتلا می‌شوند.

the khamsin is a seasonal wind that affects egypt.

خامسینی یک باد فصلی است که مصر را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

farmers must adapt their practices to the khamsin's effects.

کشاورزان باید روش‌های خود را با اثرات خامسینی تطبیق دهند.

children are advised to stay indoors during the khamsin.

به کودکان توصیه می‌شود در طول خامسینی در داخل خانه بمانند.

the khamsin often brings a sudden change in weather.

خامسینی اغلب یک تغییر ناگهانی در آب و هوا به همراه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید