kibitzed

[ایالات متحده]/ˈkɪbɪtst/
[بریتانیا]/ˈkɪbɪtst/

ترجمه

v. برای دادن مشاوره یا نظر ناخواسته

عبارات و ترکیب‌ها

kibitzed at poker

در حین بازی پوکر صحبت کردن

kibitzed during play

در حین بازی صحبت کردن

kibitzed with friends

با دوستان صحبت کردن

kibitzed on strategy

در مورد استراتژی صحبت کردن

kibitzed while waiting

در حین انتظار صحبت کردن

kibitzed about rules

در مورد قوانین صحبت کردن

kibitzed during breaks

در حین استراحت صحبت کردن

kibitzed on sidelines

در حاشیه ها صحبت کردن

kibitzed over drinks

در حین نوشیدن صحبت کردن

kibitzed about games

در مورد بازی ها صحبت کردن

جملات نمونه

he kibitzed from the sidelines during the game.

او از کناره‌ها در حین بازی نظر می‌داد.

she kibitzed with her friends while they played cards.

او در حالی که دوستانش بازی می‌کردند، با آن‌ها نظر می‌داد.

they kibitzed about the latest gossip at the office.

آن‌ها در مورد آخرین شایعات در محل کار نظر می‌دادند.

grandpa loved to kibitz while watching the news.

پدربزرگ عاشق نظر دادن در حین تماشای اخبار بود.

during the meeting, he kibitzed about the project details.

در طول جلسه، او در مورد جزئیات پروژه نظر می‌داد.

she often kibitzed with her coworkers during lunch.

او اغلب در هنگام ناهار با همکارانش نظر می‌داد.

the players kibitzed with each other before the match.

بازیکنان قبل از مسابقه با یکدیگر نظر می‌دادند.

he enjoyed kibitzing while waiting for his turn.

او از نظر دادن در حالی که منتظر نوبت خود بود لذت می‌برد.

they kibitzed about their favorite movies after class.

آن‌ها پس از کلاس در مورد فیلم‌های مورد علاقه خود نظر می‌دادند.

she kibitzed with the bartender while waiting for her drink.

او در حالی که منتظر نوشیدنی خود بود با بارتندر نظر می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید