kickboard

[ایالات متحده]/ˈkɪk.bɔːd/
[بریتانیا]/ˈkɪk.bɔrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تخته شناور که برای تمرین شنا استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

kickboard ride

اسکیت‌بورد سواری

kickboard race

مسابقه اسکیت‌بورد

kickboard fun

سرگرمی اسکیت‌بورد

kickboard tricks

حرکات نمایشی اسکیت‌بورد

kickboard safety

ایمنی اسکیت‌بورد

kickboard park

پارک اسکیت‌بورد

kickboard session

جلسه اسکیت‌بورد

kickboard gear

تجهیزات اسکیت‌بورد

kickboard lessons

درس‌های اسکیت‌بورد

kickboard enthusiasts

علاقه‌مندان به اسکیت‌بورد

جملات نمونه

the child rode his kickboard down the street.

کودک با اسکوتر خود در خیابان حرکت کرد.

she bought a new kickboard for the summer.

او یک اسکوتر جدید برای تابستان خرید.

kickboarding is a fun way to exercise.

اسکوتر سواری یک راه سرگرم کننده برای ورزش کردن است.

he fell off his kickboard and scraped his knee.

او از اسکوتر خود افتاد و زانوی خود را خراش داد.

they organized a kickboard race at the park.

آنها یک مسابقه اسکوتر در پارک برگزار کردند.

kickboards are popular among kids and teenagers.

اسکوترها در بین کودکان و نوجوانان محبوب هستند.

make sure to wear a helmet while using a kickboard.

هنگام استفاده از اسکوتر حتماً کلاه ایمنی بپوشید.

he practiced tricks on his kickboard every day.

او هر روز روی اسکوتر خود شعبده بازی تمرین می کرد.

kickboard accessories can enhance your riding experience.

لوازم جانبی اسکوتر می توانند تجربه سواری شما را بهبود بخشند.

she enjoys kickboarding along the waterfront.

او از اسکوتر سواری در امتداد اسکله لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید