kickshaws

[ایالات متحده]/ˈkɪkʃɔːz/
[بریتانیا]/ˈkɪkʃɔːz/

ترجمه

n. ظروف ظریف; جواهرات بی‌ارزش

عبارات و ترکیب‌ها

kickshaws and whims

لذت‌های کوچک و هوس‌ها

delicious kickshaws

لذت‌های کوچک خوشمزه

kickshaws of life

لذت‌های زندگی

kickshaws for dinner

لذت‌های کوچک برای شام

kickshaws and treats

لذت‌های کوچک و خوراکی‌ها

fancy kickshaws

لذت‌های کوچک مجلل

kickshaws on display

لذت‌های کوچک در معرض نمایش

kickshaws for guests

لذت‌های کوچک برای مهمانان

kickshaws and snacks

لذت‌های کوچک و میان‌وعده‌ها

kickshaws of taste

لذت‌های کوچک طعم

جملات نمونه

he served up some kickshaws at the dinner party.

او در مهمانی شام، انواع خوراکی‌های خوشمزه را سرو کرد.

the menu was filled with delightful kickshaws.

منوی غذا با خوراکی‌های خوشمزه پر شده بود.

she enjoys trying various kickshaws from different cultures.

او از امتحان کردن انواع خوراکی‌های خوشمزه از فرهنگ‌های مختلف لذت می‌برد.

kickshaws often add a unique twist to traditional dishes.

خوراکی‌های خوشمزه اغلب یک پیچیدگی منحصربه‌فرد به غذاهای سنتی اضافه می‌کنند.

we indulged in kickshaws while watching the movie.

ما در حین تماشای فیلم از خوردن خوراکی‌های خوشمزه لذت بردیم.

she always brings kickshaws to share with friends.

او همیشه خوراکی‌های خوشمزه را برای به اشتراک گذاشتن با دوستانش می‌آورد.

kickshaws can be a great conversation starter at gatherings.

خوراکی‌های خوشمزه می‌توانند شروع‌کننده یک مکالمه عالی در گردهمایی‌ها باشند.

his collection of kickshaws impressed all the guests.

مجموعه خوراکی‌های خوشمزه او همه مهمانان را تحت تاثیر قرار داد.

they exchanged kickshaws as a sign of friendship.

آنها به عنوان نشانه دوستی خوراکی‌های خوشمزه با یکدیگر رد و بدل کردند.

kickshaws are often overlooked but can be quite delicious.

خوراکی‌های خوشمزه اغلب نادیده گرفته می‌شوند، اما می‌توانند بسیار خوشمزه باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید