killjoys

[ایالات متحده]/ˈkɪl.dʒɔɪz/
[بریتانیا]/ˈkɪl.dʒɔɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که به عمد لذت دیگران را خراب می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

killjoys everywhere

منتقدان همه جا

killjoys at parties

منتقدان در مهمانی‌ها

killjoys ruin fun

منتقدان تفریح را خراب می‌کنند

killjoys in life

منتقدان در زندگی

killjoys and critics

منتقدان و منتقدان

killjoys spoil everything

منتقدان همه چیز را خراب می‌کنند

killjoys among friends

منتقدان در بین دوستان

killjoys in movies

منتقدان در فیلم‌ها

killjoys at work

منتقدان در محل کار

killjoys in society

منتقدان در جامعه

جملات نمونه

don't be such a killjoy at the party.

اینقدر در مهمانی‌ها کسری نشان نده.

her constant complaints made her a killjoy.

شکایت‌های مداوم او باعث می‌شد که حال و هوای جمع را خراب کند.

we need to ignore the killjoys and have fun.

ما باید از کسانی که حال و هوا را خراب می‌کنند چشم پوشی کنیم و خوش بگذرانیم.

killjoys often ruin the mood for everyone.

افراد خرابکار اغلب حال و هوا را برای همه خراب می‌کنند.

don't let the killjoys dictate your happiness.

نذارید کسانی که حال و هوا را خراب می‌کنند، خوشی شما را تعیین کنند.

some people are just natural killjoys.

بعضی از آدم‌ها به طور طبیعی خرابکار هستند.

he was labeled a killjoy for his serious attitude.

او به دلیل رفتاری جدی، به عنوان یک خرابکار شناخته شد.

killjoys can be found in every social group.

افراد خرابکار را می‌توان در هر گروه اجتماعی پیدا کرد.

let's not be killjoys and spoil the fun.

ما نباید خرابکار باشیم و خوشی را خراب کنیم.

sometimes, killjoys just need to lighten up.

گاهی اوقات، خرابکارها فقط باید کمی سبک‌تر شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید