chronic complainers
شکایتکنندگان مزمن
dealing with complainers
تعامل با شکایتکنندگان
ignoring complainers
نادیده گرفتن شکایتکنندگان
avoid complainers
شکایتکنندگان را اجتناب کن
angry complainers
شکایتکنندگان عصبانی
constant complainers
شکایتکنندگان دائمی
online complainers
شکایتکنندگان آنلاین
professional complainers
شکایتکنندگان حرفهای
those complainers
این شکایتکنندگان
complainers always
شکایتکنندگان همیشه
the restaurant had many complainers after the long wait.
رستوران پس از انتظار طولانی دارای چندین شکایتکننده بود.
we try to ignore the constant complainers in the office.
ما سعی میکنیم شکایتکنندگان مکرر در دفتر را نادیده بگیریم.
the company received numerous complaints from angry complainers.
شرکت چندین شکایت از شکایتکنندگان عصبانی دریافت کرد.
dealing with complainers can be a frustrating part of the job.
برخورد با شکایتکنندگان میتواند بخشی خستاکننده از کار باشد.
the manager patiently listened to the complainers' concerns.
مدیر با صبر به نگرانیهای شکایتکنندگان گوش داد.
online forums are full of complainers venting their frustrations.
فرمهای اینترنتی پر از شکایتکنندگانی هستند که ناراحتیهایشان را ابراز میکنند.
we need to address the issues that fuel complainers' negativity.
ما باید مسائلی که منجر به منفی بودن شکایتکنندگان میشود را برطرف کنیم.
the survey revealed a significant number of chronic complainers.
پرسشنامه تعداد قابل توجهی از شکایتکنندگان مزمن را نشان داد.
don't become one of the complainers; offer constructive feedback.
از شکایتکنندگان نشوید؛ بازخورد سازنده ارائه دهید.
the team learned to filter out the negativity from complainers.
تیم یاد گرفت منفی بودن از شکایتکنندگان را فیلتر کند.
the product received some negative reviews from vocal complainers.
محصول چند نقد منفی از شکایتکنندگان بلندصدا دریافت کرد.
chronic complainers
شکایتکنندگان مزمن
dealing with complainers
تعامل با شکایتکنندگان
ignoring complainers
نادیده گرفتن شکایتکنندگان
avoid complainers
شکایتکنندگان را اجتناب کن
angry complainers
شکایتکنندگان عصبانی
constant complainers
شکایتکنندگان دائمی
online complainers
شکایتکنندگان آنلاین
professional complainers
شکایتکنندگان حرفهای
those complainers
این شکایتکنندگان
complainers always
شکایتکنندگان همیشه
the restaurant had many complainers after the long wait.
رستوران پس از انتظار طولانی دارای چندین شکایتکننده بود.
we try to ignore the constant complainers in the office.
ما سعی میکنیم شکایتکنندگان مکرر در دفتر را نادیده بگیریم.
the company received numerous complaints from angry complainers.
شرکت چندین شکایت از شکایتکنندگان عصبانی دریافت کرد.
dealing with complainers can be a frustrating part of the job.
برخورد با شکایتکنندگان میتواند بخشی خستاکننده از کار باشد.
the manager patiently listened to the complainers' concerns.
مدیر با صبر به نگرانیهای شکایتکنندگان گوش داد.
online forums are full of complainers venting their frustrations.
فرمهای اینترنتی پر از شکایتکنندگانی هستند که ناراحتیهایشان را ابراز میکنند.
we need to address the issues that fuel complainers' negativity.
ما باید مسائلی که منجر به منفی بودن شکایتکنندگان میشود را برطرف کنیم.
the survey revealed a significant number of chronic complainers.
پرسشنامه تعداد قابل توجهی از شکایتکنندگان مزمن را نشان داد.
don't become one of the complainers; offer constructive feedback.
از شکایتکنندگان نشوید؛ بازخورد سازنده ارائه دهید.
the team learned to filter out the negativity from complainers.
تیم یاد گرفت منفی بودن از شکایتکنندگان را فیلتر کند.
the product received some negative reviews from vocal complainers.
محصول چند نقد منفی از شکایتکنندگان بلندصدا دریافت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید