kilovolts

[ایالات متحده]/ˈkɪləʊvəʊlt/
[بریتانیا]/ˈkɪləˌvoʊlt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک واحد پتانسیل الکتریکی برابر با ۱۰۰۰ ولت

عبارات و ترکیب‌ها

high kilovolt

کیلوولت بالا

kilovolt rating

رتبه کیلوولت

kilovolt line

خط کیلوولت

kilovolt system

سیستم کیلوولت

kilovolt transformer

ترانسفورمر کیلوولت

kilovolt output

خروجی کیلوولت

kilovolt circuit

مدار کیلوولت

kilovolt generator

ژنراتور کیلوولت

kilovolt switch

کلید کیلوولت

جملات نمونه

the power line operates at a voltage of 100 kilovolts.

خط انتقال برق با ولتاژ 100 کیلوولت کار می کند.

high-voltage equipment can handle up to 400 kilovolts.

تجهیزات ولتاژ بالا می توانند تا 400 کیلوولت را تحمل کنند.

safety measures are crucial when dealing with kilovolt systems.

اقدامات ایمنی در برخورد با سیستم های کیلوولت بسیار مهم هستند.

the transformer steps up the voltage to 230 kilovolts.

ترانسفورماتور ولتاژ را به 230 کیلوولت افزایش می دهد.

power plants often generate electricity in kilovolts.

نیروگاه ها اغلب برق را با کیلوولت تولید می کنند.

transmission lines can carry several hundred kilovolts.

خطوط انتقال می توانند صدها کیلوولت را حمل کنند.

understanding kilovolt ratings is essential for electrical engineers.

درک رتبه های کیلوولت برای مهندسان برق ضروری است.

the kilovolt level is monitored for safety in the facility.

سطح کیلوولت برای ایمنی در تأسیسات کنترل می شود.

electrical arcs can occur at kilovolt levels.

ممکن است قوس های الکتریکی در سطوح کیلوولت رخ دهد.

we need to test the insulation for kilovolt applications.

ما باید عایق را برای کاربردهای کیلوولت آزمایش کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید