kines

[ایالات متحده]/kaɪn/
[بریتانیا]/kaɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گاو ماده; لوله کاتدی تلویزیون

عبارات و ترکیب‌ها

kine time

زمان گاو

kine way

راه گاو

kine group

گروه گاو

kine farm

دامداری گاو

kine care

مراقبت از گاو

kine breed

نژاد گاو

kine health

سلامتی گاو

kine feed

خوراک گاو

kine industry

صنعت دامپروری

kine product

محصولات دامی

جملات نمونه

in the field, we observed a variety of kine grazing peacefully.

در صحرا، ما انواع مختلف گاوها را در حال چرا کردن آرام مشاهده کردیم.

the farmer takes great care of his kine to ensure they are healthy.

کشاورز از سلامت گاوهای خود اطمینان حاصل می کند و به خوبی از آنها مراقبت می کند.

during the festival, we celebrated the importance of kine in agriculture.

در طول جشنواره، ما اهمیت گاوها در کشاورزی را جشن گرفتیم.

she has a deep understanding of kine behavior and welfare.

او درک عمیقی از رفتار و رفاه گاوها دارد.

the kine were brought into the barn for the night.

گاوها برای شب به طویله آورده شدند.

many cultures have unique traditions involving kine.

فرهنگ های زیادی سنت های منحصر به فردی با استفاده از گاوها دارند.

raising kine can be a rewarding but challenging endeavor.

پرورش گاوها می تواند یک تلاش ارزشمند اما چالش برانگیز باشد.

she enjoys painting scenes of kine in the countryside.

او از نقاشی صحنه های گاوها در حومه شهر لذت می برد.

the kine provided milk and meat for the community.

گاوها شیر و گوشت را برای جامعه فراهم کردند.

in ancient times, kine were often used as currency.

در زمان های قدیم، گاوها اغلب به عنوان پول استفاده می شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید