kinescopes

[ایالات متحده]/ˈkɪnɪskəʊp/
[بریتانیا]/ˈkɪnɪskoʊp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لوله کاتد که در تلویزیون استفاده می‌شود؛ فیلم یا ضبط یک برنامه تلویزیونی؛ صفحه نمایش یک دستگاه تلویزیون
vt. ضبط یک برنامه تلویزیونی؛ تهیه یک ضبط از یک برنامه تلویزیونی

عبارات و ترکیب‌ها

kinescope recording

ضبط کننده kinescope

kinescope film

فیلم kinescope

kinescope playback

پخش kinescope

kinescope technology

فناوری kinescope

kinescope viewer

تماشاگر kinescope

kinescope broadcast

پخش kinescope

kinescope screen

صفحه kinescope

kinescope display

نمایش kinescope

kinescope image

تصویر kinescope

kinescope demonstration

نمایش kinescope

جملات نمونه

the kinescope was an important invention for early television.

کِینِسکوپ یک اختراع مهم برای تلویزیون‌های اولیه بود.

he watched the kinescope to see the latest shows.

او برای تماشای آخرین برنامه ها کِینِسکوپ را تماشا کرد.

the kinescope technology paved the way for modern broadcasting.

فناوری کِینِسکوپ راه را برای پخش مدرن هموار کرد.

many classic films were originally shown on kinescope.

بسیاری از فیلم های کلاسیک در ابتدا روی کِینِسکوپ پخش می شدند.

she collected kinescope recordings from the 1950s.

او ضبط های کِینِسکوپ را از دهه 1950 جمع آوری کرد.

the kinescope allowed viewers to watch programs at home.

کِینِسکوپ به بینندگان اجازه می داد برنامه ها را در خانه تماشا کنند.

restoration of kinescope films is a delicate process.

بازسازی فیلم های کِینِسکوپ یک فرآیند ظریف است.

he demonstrated how to use a kinescope in class.

او نحوه استفاده از کِینِسکوپ را در کلاس نشان داد.

the kinescope was a precursor to the video cassette recorder.

کِینِسکوپ پیشرو ضبط ویدئویی بود.

many early television dramas were recorded using kinescope.

بسیاری از درام های تلویزیونی اولیه با استفاده از کِینِسکوپ ضبط شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید