kingbird

[ایالات متحده]/ˈkɪŋbɜːd/
[بریتانیا]/ˈkɪŋbɜrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پرنده که به عنوان کینگ‌برد شناخته می‌شود؛ زنبورخوار آمریکایی، نوعی کینگ‌برد
Word Forms
جمعkingbirds

عبارات و ترکیب‌ها

kingbird song

آهنگ کاینگبرد

kingbird nest

لانه کاینگبرد

kingbird call

تماس کاینگبرد

kingbird flight

پرواز کاینگبرد

kingbird habitat

زیستگاه کاینگبرد

kingbird behavior

رفتار کاینگبرد

kingbird species

گونه کاینگبرد

kingbird territory

سرزمین کاینگبرد

kingbird diet

رژیم غذایی کاینگبرد

kingbird migration

مهاجرت کاینگبرد

جملات نمونه

the kingbird is known for its aggressive behavior towards intruders.

شاه‌پرنده به دلیل رفتار تهاجمی خود نسبت به متجاوزان شناخته شده است.

many birdwatchers enjoy observing the kingbird during migration.

بسیاری از پرنده‌نگران از تماشای شاه‌پرنده در طول مهاجرت لذت می‌برند.

the kingbird's distinctive call can be heard from a distance.

صدای مشخص شاه‌پرنده را می‌توان از دور شنید.

kingbirds are often seen perched on fences or wires.

شاه‌پرندگان اغلب روی حصارها یا سیم‌ها دیده می‌شوند.

in spring, the kingbird returns to its breeding grounds.

در بهار، شاه‌پرنده به مناطق تولید مثل خود باز می‌گردد.

the kingbird is a master of aerial acrobatics.

شاه‌پرنده در انجام حرکات آکروباتیک هوایی استاد است.

people often confuse the kingbird with other similar species.

افراد اغلب شاه‌پرنده را با گونه‌های مشابه دیگر اشتباه می‌گیرند.

kingbird nests are usually built in shrubs or trees.

لانه های شاه پرنده معمولاً در بوته ها یا درختان ساخته می شوند.

watching a kingbird catch insects is a thrilling experience.

تماشای گرفتن حشرات توسط یک شاه‌پرنده یک تجربه هیجان‌انگیز است.

the kingbird plays an important role in controlling insect populations.

شاه‌پرنده نقش مهمی در کنترل جمعیت حشرات ایفا می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید