kipped

[ایالات متحده]/kɪpt/
[بریتانیا]/kɪpt/

ترجمه

v. خوابیدن یا شب را در مکانی گذراندن

عبارات و ترکیب‌ها

kipped out

بیرون رفت

kipped off

خاموش شد

kipped away

دور شد

kipped back

عقب نشینی کرد

kipped in

وارد شد

kipped down

پایین رفت

kipped along

همراه رفت

kipped over

روی آن رفت

kipped through

از آن عبور کرد

kipped by

کنار آن رفت

جملات نمونه

she kipped on the couch after the long day.

او بعد از روز طولانی روی مبل چرت زد.

he kipped during the movie and missed the ending.

او در حین تماشای فیلم چرت زد و پایان داستان را از دست داد.

they kipped in the car while waiting for their friends.

آنها در حالی که منتظر دوستانشان بودند، در ماشین چرت زدند.

after the hike, i kipped for a couple of hours.

بعد از پیاده‌روی، من برای چند ساعت چرت زدم.

she kipped through the afternoon lecture.

او در طول سخنرانی بعد از ظهر چرت زد.

he kipped on the train and missed his stop.

او در قطار چرت زد و ایستگاه خود را از دست داد.

we kipped at the campsite after a long day of exploring.

ما بعد از یک روز طولانی کاوش در محل کمپینگ چرت زدیم.

she kipped for a bit before finishing her homework.

او قبل از اتمام تکالیفش کمی چرت زد.

he kipped during the afternoon break at work.

او در زمان استراحت بعد از ظهر در محل کار چرت زد.

after lunch, i often kipped to recharge.

بعد از ناهار، من اغلب برای تجدید قوا چرت می‌زدم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید