kipped out
بیرون رفت
kipped off
خاموش شد
kipped away
دور شد
kipped back
عقب نشینی کرد
kipped in
وارد شد
kipped down
پایین رفت
kipped along
همراه رفت
kipped over
روی آن رفت
kipped through
از آن عبور کرد
kipped by
کنار آن رفت
she kipped on the couch after the long day.
او بعد از روز طولانی روی مبل چرت زد.
he kipped during the movie and missed the ending.
او در حین تماشای فیلم چرت زد و پایان داستان را از دست داد.
they kipped in the car while waiting for their friends.
آنها در حالی که منتظر دوستانشان بودند، در ماشین چرت زدند.
after the hike, i kipped for a couple of hours.
بعد از پیادهروی، من برای چند ساعت چرت زدم.
she kipped through the afternoon lecture.
او در طول سخنرانی بعد از ظهر چرت زد.
he kipped on the train and missed his stop.
او در قطار چرت زد و ایستگاه خود را از دست داد.
we kipped at the campsite after a long day of exploring.
ما بعد از یک روز طولانی کاوش در محل کمپینگ چرت زدیم.
she kipped for a bit before finishing her homework.
او قبل از اتمام تکالیفش کمی چرت زد.
he kipped during the afternoon break at work.
او در زمان استراحت بعد از ظهر در محل کار چرت زد.
after lunch, i often kipped to recharge.
بعد از ناهار، من اغلب برای تجدید قوا چرت میزدم.
kipped out
بیرون رفت
kipped off
خاموش شد
kipped away
دور شد
kipped back
عقب نشینی کرد
kipped in
وارد شد
kipped down
پایین رفت
kipped along
همراه رفت
kipped over
روی آن رفت
kipped through
از آن عبور کرد
kipped by
کنار آن رفت
she kipped on the couch after the long day.
او بعد از روز طولانی روی مبل چرت زد.
he kipped during the movie and missed the ending.
او در حین تماشای فیلم چرت زد و پایان داستان را از دست داد.
they kipped in the car while waiting for their friends.
آنها در حالی که منتظر دوستانشان بودند، در ماشین چرت زدند.
after the hike, i kipped for a couple of hours.
بعد از پیادهروی، من برای چند ساعت چرت زدم.
she kipped through the afternoon lecture.
او در طول سخنرانی بعد از ظهر چرت زد.
he kipped on the train and missed his stop.
او در قطار چرت زد و ایستگاه خود را از دست داد.
we kipped at the campsite after a long day of exploring.
ما بعد از یک روز طولانی کاوش در محل کمپینگ چرت زدیم.
she kipped for a bit before finishing her homework.
او قبل از اتمام تکالیفش کمی چرت زد.
he kipped during the afternoon break at work.
او در زمان استراحت بعد از ظهر در محل کار چرت زد.
after lunch, i often kipped to recharge.
بعد از ناهار، من اغلب برای تجدید قوا چرت میزدم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید