kites

[ایالات متحده]/[ˈkaɪts]/
[بریتانیا]/[ˈkaɪts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پرواز دادن بادبادک (n.a toy consisting of a frame covered with paper or cloth and flown in the air by attaching a string to it.; plural of kite)

عبارات و ترکیب‌ها

fly kites

پرواز هواپیما کاغذی

flying kites

پرواز هواپیماهای کاغذی

kite string

نخ بادبادک

beautiful kites

بادبادک‌های زیبا

kite festival

جشنواره بادبادک

kite shop

فروشگاه بادبادک

kite flying

پرواز بادبادک

make kites

ساختن بادبادک

kite competition

مسابقه بادبادک

paper kites

بادبادک‌های کاغذی

جملات نمونه

we flew kites in the park on a windy saturday.

ما در یک شنبه طوفانی در پارک بادبادک پرواز کردیم.

the children were excited to launch their colorful kites.

کودکان از پرتاب بادبادک‌های رنگارنگ خود هیجان‌زده بودند.

he carefully wound the string around his kite reel.

او با دقت نخ را دور چرخ بادبادک خود پیچید.

the kite soared high above the trees, a beautiful sight.

بادبادک به طرز چشمگیری بالای درختان بالا رفت، منظره‌ای زیبا.

she made her own kites from recycled paper and sticks.

او بادبادک‌های خود را از کاغذ بازیافتی و چوب درست کرد.

the kite festival featured many elaborate and unique designs.

جشنواره بادبادک دارای طرح‌های پیچیده و منحصربه‌فرد بسیاری بود.

he lost control of his kite, and it drifted away.

او کنترل بادبادک خود را از دست داد و دور شد.

buying a new kite was a fun activity for the family.

خریدن یک بادبادک جدید یک فعالیت سرگرم‌کننده برای خانواده بود.

the strong wind made it difficult to control the kites.

باد شدید کنترل بادبادک‌ها را دشوار می‌کرد.

we watched the impressive display of kites in the sky.

ما نمایش چشمگیر بادبادک‌ها در آسمان را تماشا کردیم.

the store sold a wide variety of kites for all ages.

فروشگاه انواع بادبادک‌ها را برای همه سنین می‌فروخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید