kith

[ایالات متحده]/kɪθ/
[بریتانیا]/kɪθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوستان; همسایگان; خویشاوندان و دوستان.
Word Forms
جمعkiths

عبارات و ترکیب‌ها

kith and kin

خانواده و دوستان

جملات نمونه

to be of the same kith and kin

برای داشتن ریشه و خویشاوندی یکسان

a widow without kith or kin.

زنی بی فرزند و خویشاوند.

Better be blamed by our kith and kin,than be kissed by the enemy.

بهتر است توسط اقوام و خویشان خود سرزنش شوید تا توسط دشمن مورد لطف قرار بگیرید.

He has returned to live in Italy, where he’ll be surrounded by his kith and kin.

او به ایتالیا بازگشته است، جایی که در میان بستگان و آشنایان خود خواهد بود.

gather with kith and kin

با بستگان و آشنایان جمع شوید

invite your kith and kin

بستگان و آشنایان خود را دعوت کنید

spend time with kith and kin

با بستگان و آشنایان خود وقت بگذرانید

support from kith and kin

حمایت از سوی بستگان و آشنایان

rely on kith and kin

به بستگان و آشنایان تکیه کنید

kith and kin network

شبکه بستگان و آشنایان

celebrate with kith and kin

با بستگان و آشنایان جشن بگیرید

share joys and sorrows with kith

خوشحالی و غم را با بستگان تقسیم کنید

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید