| جمع | klatches |
coffee klatch
جمع شدن برای نوشیدن قهوه
family klatch
جمع شدن خانوادگی
weekly klatch
جلسه هفتگی
book klatch
جلسه کتابخوانی
social klatch
جلسه دوستانه
neighborhood klatch
جلسه محلی
craft klatch
جلسه صنایع دستی
tea klatch
جمع شدن برای نوشیدن چای
informal klatch
جلسه غیررسمی
work klatch
جلسه کاری
we organized a klatch to discuss our favorite books.
ما یک کلچ برگزار کردیم تا درباره کتابهای مورد علاقه خود صحبت کنیم.
the neighborhood klatch met every saturday morning.
کلچ محلی هر روز شنبه صبح برگزار میشد.
she invited her friends over for a coffee klatch.
او دوستانش را برای یک کلچ قهوه دعوت کرد.
at the klatch, we shared stories and laughter.
در کلچ، داستانها و خندهها را با هم به اشتراک گذاشتیم.
they held a klatch to celebrate the new year.
آنها یک کلچ برگزار کردند تا سال جدید را جشن بگیرند.
our weekly klatch has become a cherished tradition.
کلچ هفتگی ما به یک سنت ارزشمند تبدیل شده است.
the local artists formed a klatch to exchange ideas.
هنرمندان محلی یک کلچ تشکیل دادند تا ایدهها را رد و بدل کنند.
during the klatch, we discussed upcoming community events.
در طول کلچ، رویدادهای آینده جامعه را مورد بحث قرار دادیم.
she loves to host a klatch for her knitting group.
او عاشق میزبانی کلچ برای گروه بافندگی خود است.
the klatch was a great way to meet new people.
کلچ راهی عالی برای ملاقات با افراد جدید بود.
coffee klatch
جمع شدن برای نوشیدن قهوه
family klatch
جمع شدن خانوادگی
weekly klatch
جلسه هفتگی
book klatch
جلسه کتابخوانی
social klatch
جلسه دوستانه
neighborhood klatch
جلسه محلی
craft klatch
جلسه صنایع دستی
tea klatch
جمع شدن برای نوشیدن چای
informal klatch
جلسه غیررسمی
work klatch
جلسه کاری
we organized a klatch to discuss our favorite books.
ما یک کلچ برگزار کردیم تا درباره کتابهای مورد علاقه خود صحبت کنیم.
the neighborhood klatch met every saturday morning.
کلچ محلی هر روز شنبه صبح برگزار میشد.
she invited her friends over for a coffee klatch.
او دوستانش را برای یک کلچ قهوه دعوت کرد.
at the klatch, we shared stories and laughter.
در کلچ، داستانها و خندهها را با هم به اشتراک گذاشتیم.
they held a klatch to celebrate the new year.
آنها یک کلچ برگزار کردند تا سال جدید را جشن بگیرند.
our weekly klatch has become a cherished tradition.
کلچ هفتگی ما به یک سنت ارزشمند تبدیل شده است.
the local artists formed a klatch to exchange ideas.
هنرمندان محلی یک کلچ تشکیل دادند تا ایدهها را رد و بدل کنند.
during the klatch, we discussed upcoming community events.
در طول کلچ، رویدادهای آینده جامعه را مورد بحث قرار دادیم.
she loves to host a klatch for her knitting group.
او عاشق میزبانی کلچ برای گروه بافندگی خود است.
the klatch was a great way to meet new people.
کلچ راهی عالی برای ملاقات با افراد جدید بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید