klatch

[ایالات متحده]/klætʃ/
[بریتانیا]/klætʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک گردهمایی یا گفتگوی غیررسمی
شکل‌های واژه
جمعklatches

عبارات و ترکیب‌ها

coffee klatch

جمع شدن برای نوشیدن قهوه

family klatch

جمع شدن خانوادگی

weekly klatch

جلسه هفتگی

book klatch

جلسه کتابخوانی

social klatch

جلسه دوستانه

neighborhood klatch

جلسه محلی

craft klatch

جلسه صنایع دستی

tea klatch

جمع شدن برای نوشیدن چای

informal klatch

جلسه غیررسمی

work klatch

جلسه کاری

جملات نمونه

we organized a klatch to discuss our favorite books.

ما یک کلچ برگزار کردیم تا درباره کتاب‌های مورد علاقه خود صحبت کنیم.

the neighborhood klatch met every saturday morning.

کلچ محلی هر روز شنبه صبح برگزار می‌شد.

she invited her friends over for a coffee klatch.

او دوستانش را برای یک کلچ قهوه دعوت کرد.

at the klatch, we shared stories and laughter.

در کلچ، داستان‌ها و خنده‌ها را با هم به اشتراک گذاشتیم.

they held a klatch to celebrate the new year.

آنها یک کلچ برگزار کردند تا سال جدید را جشن بگیرند.

our weekly klatch has become a cherished tradition.

کلچ هفتگی ما به یک سنت ارزشمند تبدیل شده است.

the local artists formed a klatch to exchange ideas.

هنرمندان محلی یک کلچ تشکیل دادند تا ایده‌ها را رد و بدل کنند.

during the klatch, we discussed upcoming community events.

در طول کلچ، رویدادهای آینده جامعه را مورد بحث قرار دادیم.

she loves to host a klatch for her knitting group.

او عاشق میزبانی کلچ برای گروه بافندگی خود است.

the klatch was a great way to meet new people.

کلچ راهی عالی برای ملاقات با افراد جدید بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید