blaring klaxon
آژیر گوشخیز
klaxon sound
صدای آژیر
activate klaxon
فعال کردن آژیر
emergency klaxon
آژیر اضطراری
loud klaxon
آژیر بلند
warning klaxon
آژیر هشدار
At this moment, the klaxon sounded again.The music of departure was heard in the cabin.
در این لحظه، بوق خطر دوباره به صدا درآمد. موسیقی خداحافظی در کابین شنیده می شد.
My ‘lawyers in charge’ warning klaxon has been sounding furiously.
بوق خطر من که توسط وکلای مسئول تنظیم شده است، به شدت به صدا درآمده است.
The klaxon blared loudly, signaling the start of the race.
بوق خطر با صدای بلند به صدا درآمد و شروع مسابقه را نشان داد.
The klaxon on the ship warned of an approaching storm.
بوق خطر کشتی از نزدیک شدن طوفان هشدار داد.
The klaxon sounded, indicating the end of the workday.
بوق خطر به صدا درآمد و نشان دهنده پایان روز کاری بود.
The klaxon's piercing sound could be heard throughout the building.
صدای گزنده بوق خطر در سراسر ساختمان شنیده می شد.
Drivers are trained to respond quickly to the klaxon in case of emergencies.
رانندگان آموزش می بینند که در صورت بروز اضطرار به سرعت به بوق خطر پاسخ دهند.
The klaxon's blaring noise startled the sleeping campers.
صدای بلندی بوق خطر کمپگذاران در خواب را به وحشت انداخت.
The klaxon's wail echoed through the empty hallways.
ناله بوق خطر در راهروهای خالی طنین انداز شد.
In case of fire, the klaxon will sound to alert everyone in the building.
در صورت آتش سوزی، بوق خطر به صدا در می آید تا همه افراد داخل ساختمان را مطلع کند.
The klaxon's blare drowned out all other sounds in the stadium.
صدای بلند بوق خطر تمام صداهای دیگر را در استادیوم خفه کرد.
The klaxon's loud warning saved lives during the emergency evacuation.
هشدار بلند بوق خطر جان افراد را در هنگام تخلیه اضطراری نجات داد.
blaring klaxon
آژیر گوشخیز
klaxon sound
صدای آژیر
activate klaxon
فعال کردن آژیر
emergency klaxon
آژیر اضطراری
loud klaxon
آژیر بلند
warning klaxon
آژیر هشدار
At this moment, the klaxon sounded again.The music of departure was heard in the cabin.
در این لحظه، بوق خطر دوباره به صدا درآمد. موسیقی خداحافظی در کابین شنیده می شد.
My ‘lawyers in charge’ warning klaxon has been sounding furiously.
بوق خطر من که توسط وکلای مسئول تنظیم شده است، به شدت به صدا درآمده است.
The klaxon blared loudly, signaling the start of the race.
بوق خطر با صدای بلند به صدا درآمد و شروع مسابقه را نشان داد.
The klaxon on the ship warned of an approaching storm.
بوق خطر کشتی از نزدیک شدن طوفان هشدار داد.
The klaxon sounded, indicating the end of the workday.
بوق خطر به صدا درآمد و نشان دهنده پایان روز کاری بود.
The klaxon's piercing sound could be heard throughout the building.
صدای گزنده بوق خطر در سراسر ساختمان شنیده می شد.
Drivers are trained to respond quickly to the klaxon in case of emergencies.
رانندگان آموزش می بینند که در صورت بروز اضطرار به سرعت به بوق خطر پاسخ دهند.
The klaxon's blaring noise startled the sleeping campers.
صدای بلندی بوق خطر کمپگذاران در خواب را به وحشت انداخت.
The klaxon's wail echoed through the empty hallways.
ناله بوق خطر در راهروهای خالی طنین انداز شد.
In case of fire, the klaxon will sound to alert everyone in the building.
در صورت آتش سوزی، بوق خطر به صدا در می آید تا همه افراد داخل ساختمان را مطلع کند.
The klaxon's blare drowned out all other sounds in the stadium.
صدای بلند بوق خطر تمام صداهای دیگر را در استادیوم خفه کرد.
The klaxon's loud warning saved lives during the emergency evacuation.
هشدار بلند بوق خطر جان افراد را در هنگام تخلیه اضطراری نجات داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید