klongs

[ایالات متحده]/klɒŋ/
[بریتانیا]/klɔːŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کانال; (تایلندی) کانال

عبارات و ترکیب‌ها

klong river

رودخانه کلو

klong boat

قایق کلو

klong market

بازار کلو

klong tour

تور کلو

klong style

سبک کلو

klong food

غذاهای کلو

klong culture

فرهنگ کلو

klong festival

جشنواره کلو

klong house

خانه کلو

klong experience

تجربه کلو

جملات نمونه

he made a klong noise when he dropped the book.

او هنگام افتادن کتاب صدایی شبیه به "کلنگ" ایجاد کرد.

the klong sound echoed through the empty hall.

صدای "کلنگ" در سالن خالی طنین انداز شد.

she laughed at the klong that the toy made.

او به صدای "کلنگ" که اسباب بازی ایجاد کرد خندید.

he used a klong to get everyone's attention.

او از "کلنگ" برای جلب توجه همه استفاده کرد.

the klong of the water reminded her of summer.

صدای "کلنگ" آب او را به تابستان یادآوری کرد.

they heard a klong from the kitchen.

آنها صدای "کلنگ" را از آشپزخانه شنیدند.

the klong of the bell signaled the end of the class.

صدای "کلنگ" زنگ نشان دهنده پایان کلاس بود.

he imitated the klong of a frog to entertain the kids.

او صدای "کلنگ" قورباغه را برای سرگرمی بچه‌ها تقلید کرد.

the klong from the fountain was soothing.

صدای "کلنگ" از فواره آرامش بخش بود.

she associated the klong with happy memories.

او "کلنگ" را با خاطرات خوش مرتبط می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید