koop

[ایالات متحده]/kuːp/
[بریتانیا]/kuːp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نام شخصی
Word Forms
جمعkoops

عبارات و ترکیب‌ها

koop now

خرید کنید الان

group koop

خرید گروهی

koop initiative

مبادرت خرید

koop online

خرید آنلاین

koop direct

خرید مستقیم

koop together

همراه با خرید

bulk koop

خرید جمعی

koop smart

خرید هوشمند

koop savings

تخفیف خرید

koop club

کلوب خرید

جملات نمونه

the koop was completed successfully yesterday.

خرید امروز با موفقیت انجام شد.

they negotiated a fair koop for the property.

آنها برای املاک یک خرید عادلانه مذاکره کردند.

the koop includes all equipment and furniture.

خرید شامل تمامی تجهیزات و مبلمان می باشد.

we finalized the koop at the downtown office.

ما خرید را در دفتر مرکز شهر نهایی کردیم.

the koop requires additional documentation.

خرید نیاز به اسناد اضافی دارد.

she oversees all koop operations in the region.

او تمامی عملیات خرید در منطقه را نظارت می کند.

the koop agreement was signed by both parties.

همه طرفین قرارداد خرید را امضا کردند.

they are planning a major koop deal this quarter.

آنها قرار است در این فصل یک معامله خرید بزرگ را برنامه ریزی کنند.

the koop process took longer than expected.

فروش فرآیند خرید طولانی تر از آنچه انتظار می رود بود.

he is an expert in handling complex koop transactions.

او متخصص در مدیریت معاملات خرید پیچیده است.

the koop terms were favorable to the buyer.

شرایط خرید برای خریدار مطلوب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید