kopeks

[ایالات متحده]/kəʊˈpɛk/
[بریتانیا]/koʊˈpɛk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سکه کوچک مسی از اتحاد جماهیر شوروی سابق؛ واحد پولی اتحاد جماهیر شوروی سابق

عبارات و ترکیب‌ها

one kopek

یک کوپک

two kopeks

دو کوپک

five kopeks

پنج کوپک

kopek coin

سکه کوپک

kopek value

ارزش کوپک

kopek price

قیمت کوپک

kopek note

یادداشت کوپک

kopek exchange

تبادل کوپک

kopek change

تغییر کوپک

kopek market

بازار کوپک

جملات نمونه

he found a kopek on the street.

او یک کوپک در خیابان پیدا کرد.

can you believe a kopek can still buy something?

می‌توانید باور کنید که هنوز هم یک کوپک می‌تواند چیزی بخرد؟

she saved every kopek for her trip.

او برای سفرش هر کوپکی را پس انداز کرد.

the price of the item was just one kopek.

قیمت آن کالا فقط یک کوپک بود.

he joked that a kopek was worth more than gold.

او شوخی کرد که یک کوپک ارزش بیشتری از طلا دارد.

she tossed a kopek into the fountain for luck.

او برای خوش‌شانسی یک کوپک در فواره انداخت.

they laughed over the kopek they found in the couch.

آنها در مورد کوپکی که در مبل پیدا کردند، خندیدند.

the old man collected kopeks from different years.

مرد پیر کوپک‌هایی از سال‌های مختلف جمع‌آوری کرد.

with just a kopek, you can buy a piece of candy.

با فقط یک کوپک، می‌توانید یک تکه آبنبات بخرید.

he said a kopek is all he needed to start.

او گفت که یک کوپک تمام چیزی است که برای شروع نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید