one kopek
یک کوپک
two kopeks
دو کوپک
five kopeks
پنج کوپک
kopek coin
سکه کوپک
kopek value
ارزش کوپک
kopek price
قیمت کوپک
kopek note
یادداشت کوپک
kopek exchange
تبادل کوپک
kopek change
تغییر کوپک
kopek market
بازار کوپک
he found a kopek on the street.
او یک کوپک در خیابان پیدا کرد.
can you believe a kopek can still buy something?
میتوانید باور کنید که هنوز هم یک کوپک میتواند چیزی بخرد؟
she saved every kopek for her trip.
او برای سفرش هر کوپکی را پس انداز کرد.
the price of the item was just one kopek.
قیمت آن کالا فقط یک کوپک بود.
he joked that a kopek was worth more than gold.
او شوخی کرد که یک کوپک ارزش بیشتری از طلا دارد.
she tossed a kopek into the fountain for luck.
او برای خوششانسی یک کوپک در فواره انداخت.
they laughed over the kopek they found in the couch.
آنها در مورد کوپکی که در مبل پیدا کردند، خندیدند.
the old man collected kopeks from different years.
مرد پیر کوپکهایی از سالهای مختلف جمعآوری کرد.
with just a kopek, you can buy a piece of candy.
با فقط یک کوپک، میتوانید یک تکه آبنبات بخرید.
he said a kopek is all he needed to start.
او گفت که یک کوپک تمام چیزی است که برای شروع نیاز دارد.
one kopek
یک کوپک
two kopeks
دو کوپک
five kopeks
پنج کوپک
kopek coin
سکه کوپک
kopek value
ارزش کوپک
kopek price
قیمت کوپک
kopek note
یادداشت کوپک
kopek exchange
تبادل کوپک
kopek change
تغییر کوپک
kopek market
بازار کوپک
he found a kopek on the street.
او یک کوپک در خیابان پیدا کرد.
can you believe a kopek can still buy something?
میتوانید باور کنید که هنوز هم یک کوپک میتواند چیزی بخرد؟
she saved every kopek for her trip.
او برای سفرش هر کوپکی را پس انداز کرد.
the price of the item was just one kopek.
قیمت آن کالا فقط یک کوپک بود.
he joked that a kopek was worth more than gold.
او شوخی کرد که یک کوپک ارزش بیشتری از طلا دارد.
she tossed a kopek into the fountain for luck.
او برای خوششانسی یک کوپک در فواره انداخت.
they laughed over the kopek they found in the couch.
آنها در مورد کوپکی که در مبل پیدا کردند، خندیدند.
the old man collected kopeks from different years.
مرد پیر کوپکهایی از سالهای مختلف جمعآوری کرد.
with just a kopek, you can buy a piece of candy.
با فقط یک کوپک، میتوانید یک تکه آبنبات بخرید.
he said a kopek is all he needed to start.
او گفت که یک کوپک تمام چیزی است که برای شروع نیاز دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید