korma

[ایالات متحده]/ˈkɔːmə/
[بریتانیا]/ˈkɔːrmə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک غذای یا سس کری از آسیا جنوبی که با گوشت تهیه می‌شود که در آن چربی یا یوگورت استفاده می‌شود و اغلب از گردو استفاده می‌شود.
شکل‌های واژه
جمعkormas

عبارات و ترکیب‌ها

chicken korma

کرما گوشت مرغ

lamb korma

کرما گوشت گوسفند

vegetable korma

کرما سبزیجات

korma curry

کرما کری

korma sauce

سس کرما

korma dish

غذای کرما

korma recipe

نوع تهیه کرما

korma spices

معطرات کرما

creamy korma

کرما شیرین

mild korma

کرما معتدل

جملات نمونه

the restaurant serves a delicious chicken korma with almonds.

رستوران یک گوشت مرغ کورما لذیذ با گردو می‌پزد.

i ordered a mild lamb korma for dinner last night.

من گذشته‌شب یک کورما گوسفید نرم برای شام سفارش دادم.

my grandmother makes the best vegetable korma recipe.

مادربزرگ من بهترین دستور پخت کورما گیاهی را می‌پزد.

the korma sauce was creamy and rich in flavor.

سس کورما کمی کریمی و پر از طعم بود.

we learned how to cook authentic indian korma curry.

ما یاد گرفتیم که چگونه کورما کری رایج هندی را پخت.

this spicy korma dish has a unique blend of spices.

این غذای کورما گرم، ترکیب منحصر به فردی از مخلوط‌های مایع دارد.

the chef recommended their traditional chicken korma.

شکیف گوشت مرغ کورما سنتی آن‌ها را توصیه کرد.

i prefer creamy korma over other curry varieties.

من کورما کری را به جای سایر انواع کری ترجیح می‌دهم.

a good korma should have a smooth, velvety texture.

یک کورما خوب باید دارای سطحی نرم و چرب باشد.

the restaurant offers vegetarian korma options.

رستوران گزینه‌های کورما گیاهی ارائه می‌دهد.

my mother taught me her secret korma recipe.

مادر من به من دستور پخت کورما مخفی او را آموزش داد.

korma is one of the most popular dishes in indian cuisine.

کورما یکی از محبوب‌ترین غذاهای در میان غذاهای هندی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید