kriss

[ایالات متحده]/kriːs/
[بریتانیا]/kris/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شمشیر کوتاه با تیغه‌های موج‌دار که در مالزی و اندونزی استفاده می‌شود

جملات نمونه

the bad news is that you have to do something with them,” says Kris Pister, the co-founder of Dust Networks.

خبر بد این است که باید کاری با آنها انجام دهید،

(special shout out to sharri, kait, chevon, kris, allan, simon, greg, jared, still luv u allz!

تشکر ویژه از شرری، کایت، چوون، کریس، آلن، سایمن، گرگ، جارد، هنوز هم عاشق شما!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید