krummhorn

[ایالات متحده]/ˈkrʌm.hɔːn/
[بریتانیا]/ˈkrʌm.hɔrn/

ترجمه

n. نوعی ساز با دو نی باستانی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

krummhorn sound

صدای کرومهورن

krummhorn player

نوازنده کرومهورن

krummhorn music

موسیقی کرومهورن

krummhorn tone

آهنگ کرومهورن

krummhorn timbre

نا کیفیت کرومهورن

krummhorn piece

قطعه کرومهورن

krummhorn ensemble

اجرای گروهی کرومهورن

krummhorn instrument

ساز کرومهورن

krummhorn repertoire

گنجینه کرومهورن

krummhorn performance

اجرای کرومهورن

جملات نمونه

the krummhorn is a unique woodwind instrument.

کراومهورن یک ساز بادی چوبی منحصر به فرد است.

many composers wrote music for the krummhorn in the renaissance.

بسیاری از آهنگسازان موسیقی برای کراومهورن در دوره رنسانس نوشتند.

she played the krummhorn beautifully during the concert.

او به طور زیبا کراومهورن را در طول کنسرت اجرا کرد.

the krummhorn has a distinctive, reedy sound.

کراومهورن صدایی متمایز و لوله‌ای دارد.

in medieval times, the krummhorn was often used in ensembles.

در قرون وسطی، کراومهورن اغلب در گروه‌ها استفاده می‌شد.

learning to play the krummhorn requires practice.

یادگیری نواختن کراومهورن نیاز به تمرین دارد.

the krummhorn is often featured in early music festivals.

کراومهورن اغلب در جشنواره‌های موسیقی رومی درخشیده است.

he bought a vintage krummhorn from an antique shop.

او یک کراومهورن قدیمی را از یک مغازه عتیقه خرید.

performing on the krummhorn can be quite challenging.

اجرا با کراومهورن می‌تواند بسیار چالش برانگیز باشد.

the rich tones of the krummhorn captivated the audience.

آهنگ‌های غنی کراومهورن مخاطبان را مجذوب خود کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید