kyat

[ایالات متحده]/kjaːt/
[بریتانیا]/kiːæt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ارز میانمار
Word Forms
جمعkyats

عبارات و ترکیب‌ها

kyat exchange

نرخ جِ บาท

kyat rate

نرخ جِ บาท

kyat value

ارزش جِ บาท

kyat notes

یادداشت‌های جِ บาท

kyat coins

سِکه‌های جِ บาท

kyat market

بازار جِ บาท

kyat conversion

تبدیل جِ บาท

kyat amount

مبلغ جِ บาท

kyat bills

برگ‌های جِ บาท

kyat currency

ارز جِ บาท

جملات نمونه

the exchange rate for kyat is fluctuating.

نرخ ارز کیات در حال نوسان است.

he saved up his kyat for a new phone.

او برای خرید یک تلفن جدید، کیات پس انداز کرد.

many tourists exchange their dollars for kyat.

بسیاری از گردشگران دلار خود را به کیات تبدیل می کنند.

the price of goods is measured in kyat.

قیمت کالاها بر اساس کیات تعیین می شود.

she received a payment in kyat for her services.

او برای خدمات خود به کیات پرداخت دریافت کرد.

investing in kyat can be risky.

سرمایه گذاری در کیات می تواند خطرناک باشد.

he converted his savings into kyat.

او پس انداز خود را به کیات تبدیل کرد.

prices in the market are listed in kyat.

قیمت ها در بازار به کیات فهرست شده اند.

she donated kyat to help local charities.

او برای کمک به خیریه های محلی، کیات اهدا کرد.

the bank offers a good rate for kyat exchange.

بانک نرخ خوبی برای تعویض کیات ارائه می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید