| جمع | lacs |
lacquer
لاک
lacquered furniture
مبلمان چوبی براق
lacquerware
ظروف لاککاریشده
natural lacquer
لاک طبیعی
lacquer painting
نقاشی با لاک
lacquer finish
پوشش لاک
lacquer work
کارهای لاککاری
black lacquer
لاک سیاه
red lacquer
لاک قرمز
laced the eggnog with rum and brandy.
منومک را با رم و برندى مزهدار کردند.
tea laced with brandy
چای مزهدار شده با برندى
Reviewers laced into the play.
منتقدان به شدت به نمایش ایراد گرفتند.
The cloth is laced with silver.
پارچه با نقره تزئین شده است.
she couldn't breathe, laced into this frock.
او نتوانست نفس بکشد، در این لباس تنگ گیر کرده بود.
the shoes laced at the front.
کفشها در جلو با بند بسته شدهاند.
he gave us coffee laced with brandy.
به ما قهوه مزهدار شده با برندى داد.
his voice was laced with derision.
صدای او آمیخته با تحقیر بود.
laced his opponent in the second round.
در راند دوم حریف خود را شکست داد.
laced into me for arriving so late.
به من به خاطر دیر رسیدن ایراد گرفتند.
E u lacer hacer egocio co usted.
E u lacer hacer egocio co usted.
My shoes are laced too tight.
کفشهای من خیلی تنگ بسته شدهاند.
He laced up his boots.
او چکمههایش را بست.
They laced into her for being late.
آنها به خاطر دیر رسیدن به او ایراد گرفتند.
She laced strands into a braid.
او رشتهها را در یک بافت بافت.
She laced his brandy with coffee.
او برندی او را با قهوه مخلوط کرد.
He verbally laced into his son for his misbehavior.
او به طور لفظی به دلیل رفتار نامناسب پسرش به او ایراد گرفت.
he put the shoes on and laced them up .
او کفشها را پوشید و آنها را بست.
lacquer
لاک
lacquered furniture
مبلمان چوبی براق
lacquerware
ظروف لاککاریشده
natural lacquer
لاک طبیعی
lacquer painting
نقاشی با لاک
lacquer finish
پوشش لاک
lacquer work
کارهای لاککاری
black lacquer
لاک سیاه
red lacquer
لاک قرمز
laced the eggnog with rum and brandy.
منومک را با رم و برندى مزهدار کردند.
tea laced with brandy
چای مزهدار شده با برندى
Reviewers laced into the play.
منتقدان به شدت به نمایش ایراد گرفتند.
The cloth is laced with silver.
پارچه با نقره تزئین شده است.
she couldn't breathe, laced into this frock.
او نتوانست نفس بکشد، در این لباس تنگ گیر کرده بود.
the shoes laced at the front.
کفشها در جلو با بند بسته شدهاند.
he gave us coffee laced with brandy.
به ما قهوه مزهدار شده با برندى داد.
his voice was laced with derision.
صدای او آمیخته با تحقیر بود.
laced his opponent in the second round.
در راند دوم حریف خود را شکست داد.
laced into me for arriving so late.
به من به خاطر دیر رسیدن ایراد گرفتند.
E u lacer hacer egocio co usted.
E u lacer hacer egocio co usted.
My shoes are laced too tight.
کفشهای من خیلی تنگ بسته شدهاند.
He laced up his boots.
او چکمههایش را بست.
They laced into her for being late.
آنها به خاطر دیر رسیدن به او ایراد گرفتند.
She laced strands into a braid.
او رشتهها را در یک بافت بافت.
She laced his brandy with coffee.
او برندی او را با قهوه مخلوط کرد.
He verbally laced into his son for his misbehavior.
او به طور لفظی به دلیل رفتار نامناسب پسرش به او ایراد گرفت.
he put the shoes on and laced them up .
او کفشها را پوشید و آنها را بست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید