laches

[ایالات متحده]/ˈleɪ.tʃɪz/
[بریتانیا]/ˈleɪ.tʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عدم اقدام یا ادعای حق; دکترین حقوقی تاخیر در ادعای یک ادعا

عبارات و ترکیب‌ها

laches defense

دفاع تاخیر در اقامه دعوا

laches principle

اصل تاخیر در اقامه دعوا

laches claim

ادعای تاخیر در اقامه دعوا

laches rule

قانون تاخیر در اقامه دعوا

laches doctrine

نظریه تاخیر در اقامه دعوا

laches bar

مانع تاخیر در اقامه دعوا

laches issue

مسئله تاخیر در اقامه دعوا

laches argument

استدلال تاخیر در اقامه دعوا

laches effect

اثر تاخیر در اقامه دعوا

laches standard

استاندارد تاخیر در اقامه دعوا

جملات نمونه

his claim was dismissed due to laches.

ادعای او به دلیل وقفه رد شد.

the court ruled that laches applied in this case.

دادگاه تصمیم گرفت که وقفه در این مورد اعمال شود.

she lost her right to sue because of laches.

او به دلیل وقفه حق شکایت خود را از دست داد.

understanding laches is important for legal practitioners.

درک وقفه برای وکلا مهم است.

the defense argued that laches should bar the plaintiff's claim.

وکلای مدافع استدلال کردند که وقفه باید از طرح شکایت خواهان جلوگیری کند.

in legal terms, laches refers to a delay in asserting a right.

در اصطلاحات حقوقی، وقفه به معنای تأخیر در اعمال حق است.

the judge considered the doctrine of laches before making a decision.

قاضی قبل از اتخاذ تصمیم، اصل وقفه را در نظر گرفت.

they were unable to recover damages due to laches.

آنها نتوانستند به دلیل وقفه خسارت دریافت کنند.

many cases are affected by the principle of laches.

بسیاری از موارد تحت تأثیر اصل وقفه قرار دارند.

he was warned about the potential consequences of laches.

او درباره عواقب احتمالی وقفه هشدار داده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید