laconisms

[ایالات متحده]/ˈleɪ.kə.nɪ.zəm/
[بریتانیا]/ˈleɪ.kə.nɪ.zəm/

ترجمه

n. بیانی مختصر یا بیان؛ اختصار؛ یک بیان مختصر

عبارات و ترکیب‌ها

laconism in speech

اختصار در سخن

appreciate laconism

قدردانی از اختصار

embrace laconism

پذیرش اختصار

laconism as art

اختصار به عنوان هنر

value laconism

ارزش قائل شدن برای اختصار

laconism in writing

اختصار در نوشتن

laconism enhances clarity

اختصار باعث افزایش وضوح می‌شود

laconism over verbosity

اختصار به جای پرگویی

laconism conveys strength

اختصار قدرت را نشان می‌دهد

laconism in dialogue

اختصار در گفتگو

جملات نمونه

her laconism in speech often leaves people wanting more.

خُلاصه گویی او در صحبت اغلب باعث می‌شود مردم بیشتر بخواهند.

he admired her laconism, believing that less is more.

او تحسین کرد از خلاصه گویی او، با این باور که کمتر بیشتر است.

the author's laconism made the novel impactful.

خلاصه گویی نویسنده باعث شد رمان تاثیرگذار باشد.

in a world full of chatter, his laconism stood out.

در دنیایی پر از صحبت، خلاصه گویی او برجسته بود.

her laconism was refreshing compared to her verbose colleagues.

خلاصه گویی او در مقایسه با همکاران پرحرفش، دلپذیر بود.

laconism can often convey deeper meanings.

خلاصه گویی اغلب می‌تواند معانی عمیق‌تری را منتقل کند.

he delivered his speech with laconism, capturing everyone's attention.

او سخنرانی خود را با خلاصه گویی ارائه داد و توجه همه را جلب کرد.

the laconism of her response surprised everyone.

خلاصه گویی او در پاسخ، همه را شگفت زده کرد.

in writing, laconism can enhance clarity and focus.

در نوشتن، خلاصه گویی می‌تواند وضوح و تمرکز را افزایش دهد.

the laconism of the instructions made them easy to follow.

خلاصه گویی دستورالعمل‌ها باعث شد که آنها را به راحتی دنبال کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید