lacquered surface
سطح لاک زده
lacquered finish
پوشش لاک زده
lacquered wood
چوب لاک زده
lacquered furniture
مبلمان چوبی براق
lacquered metal
فلز لاک زده
lacquered panel
صفحه لاک زده
lacquered box
جعبه لاک زده
lacquered finishings
ناحیه های تزئینی لاک زده
lacquered details
جزئیات لاک زده
lacquered art
هنر لاک زده
the table was beautifully lacquered in a deep red color.
میز به زیبایی با رنگ قرمز تیره لاک زده شده بود.
he admired the lacquered finish on the antique cabinet.
او به روکش لاکه ای روی کابینت عتیقه علاقه مند بود.
she chose a lacquered surface for her new dining set.
او برای مجموعه غذاخوری جدید خود یک سطح لاکه دار انتخاب کرد.
the artist used lacquered paint to enhance the colors.
هنرمند از رنگ لاکه دار برای افزایش رنگ ها استفاده کرد.
they decided to lacquer the wooden doors for protection.
آنها تصمیم گرفتند برای محافظت از درب های چوبی آنها را لاک کنند.
the lacquered box was a family heirloom.
جعبه لاکه دار یک ارثیه خانوادگی بود.
her nails were painted with a glossy lacquered finish.
ناخن هایش با یک روکش لاکه ای براق رنگ شده بود.
he prefers lacquered furniture for its durability.
او ترجیح می دهد مبلمان لاکه دار را به دلیل دوامش.
the lacquered surface reflected the light beautifully.
سطح لاکه دار نور را به زیبایی منعکس می کرد.
they sell a variety of lacquered items at the market.
آنها انواع اقلام لاکه دار را در بازار می فروشند.
lacquered surface
سطح لاک زده
lacquered finish
پوشش لاک زده
lacquered wood
چوب لاک زده
lacquered furniture
مبلمان چوبی براق
lacquered metal
فلز لاک زده
lacquered panel
صفحه لاک زده
lacquered box
جعبه لاک زده
lacquered finishings
ناحیه های تزئینی لاک زده
lacquered details
جزئیات لاک زده
lacquered art
هنر لاک زده
the table was beautifully lacquered in a deep red color.
میز به زیبایی با رنگ قرمز تیره لاک زده شده بود.
he admired the lacquered finish on the antique cabinet.
او به روکش لاکه ای روی کابینت عتیقه علاقه مند بود.
she chose a lacquered surface for her new dining set.
او برای مجموعه غذاخوری جدید خود یک سطح لاکه دار انتخاب کرد.
the artist used lacquered paint to enhance the colors.
هنرمند از رنگ لاکه دار برای افزایش رنگ ها استفاده کرد.
they decided to lacquer the wooden doors for protection.
آنها تصمیم گرفتند برای محافظت از درب های چوبی آنها را لاک کنند.
the lacquered box was a family heirloom.
جعبه لاکه دار یک ارثیه خانوادگی بود.
her nails were painted with a glossy lacquered finish.
ناخن هایش با یک روکش لاکه ای براق رنگ شده بود.
he prefers lacquered furniture for its durability.
او ترجیح می دهد مبلمان لاکه دار را به دلیل دوامش.
the lacquered surface reflected the light beautifully.
سطح لاکه دار نور را به زیبایی منعکس می کرد.
they sell a variety of lacquered items at the market.
آنها انواع اقلام لاکه دار را در بازار می فروشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید