lacquered

[ایالات متحده]/ˈlæk.əd/
[بریتانیا]/ˈlæk.ɚd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکت لاک

عبارات و ترکیب‌ها

lacquered surface

سطح لاک‌ زده

lacquered finish

پوشش لاک‌ زده

lacquered wood

چوب لاک‌ زده

lacquered furniture

مبلمان چوبی براق

lacquered metal

فلز لاک‌ زده

lacquered panel

صفحه لاک‌ زده

lacquered box

جعبه لاک‌ زده

lacquered finishings

ناحیه های تزئینی لاک‌ زده

lacquered details

جزئیات لاک‌ زده

lacquered art

هنر لاک‌ زده

جملات نمونه

the table was beautifully lacquered in a deep red color.

میز به زیبایی با رنگ قرمز تیره لاک زده شده بود.

he admired the lacquered finish on the antique cabinet.

او به روکش لاکه ای روی کابینت عتیقه علاقه مند بود.

she chose a lacquered surface for her new dining set.

او برای مجموعه غذاخوری جدید خود یک سطح لاکه دار انتخاب کرد.

the artist used lacquered paint to enhance the colors.

هنرمند از رنگ لاکه دار برای افزایش رنگ ها استفاده کرد.

they decided to lacquer the wooden doors for protection.

آنها تصمیم گرفتند برای محافظت از درب های چوبی آنها را لاک کنند.

the lacquered box was a family heirloom.

جعبه لاکه دار یک ارثیه خانوادگی بود.

her nails were painted with a glossy lacquered finish.

ناخن هایش با یک روکش لاکه ای براق رنگ شده بود.

he prefers lacquered furniture for its durability.

او ترجیح می دهد مبلمان لاکه دار را به دلیل دوامش.

the lacquered surface reflected the light beautifully.

سطح لاکه دار نور را به زیبایی منعکس می کرد.

they sell a variety of lacquered items at the market.

آنها انواع اقلام لاکه دار را در بازار می فروشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید