lacy

[ایالات متحده]/'leɪsɪ/
[بریتانیا]/'lesi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ساخته شده از پارچه شبکه‌ای ظریف و تزئینی با الگوهای پیچیده

عبارات و ترکیب‌ها

lacy dress

لباس گیپور

sheer and lacy

نشف و گیپور

جملات نمونه

Drape of brim of careless leaf of frilling color page if colour skirt is lacy;

حجاب لبه‌ی بی‌احتیاطی، برگ‌های رنگارنگ فرشته، اگر دامن لبه‌دار باشد.

Now she is always in floaty, lacy, chiffony things and she likes a bit of corsetting.

او همیشه لباس های سبک، گیپور و شیفون می پوشد و کمی korseting را دوست دارد.

She wore a lacy dress to the party.

او یک لباس گیپور پوشید و به مهمانی رفت.

The curtains in the living room were made of lacy fabric.

پرده‌های اتاق نشیمن از پارچه گیپور ساخته شده بودند.

Her lacy gloves added an elegant touch to her outfit.

دستکش‌های گیپور او ظاهری شیک به لباسش بخشیدند.

The wedding cake was decorated with lacy icing.

کیک عروسی با خمیر شکلاتی گیپور تزئین شده بود.

She had a collection of lacy lingerie.

او مجموعه‌ای از لباس‌های زیر گیپور داشت.

The vintage tablecloth had a delicate lacy pattern.

زیرپوستی قدیمی دارای الگوی گیپور ظریفی بود.

The bride's veil was adorned with lacy trimmings.

لباس عروس با حاشیه‌های گیپور تزئین شده بود.

The baby's crib was covered with a soft lacy blanket.

تخت نوزاد با یک پتو گیپور نرم پوشانده شده بود.

She carefully folded the lacy handkerchief and placed it in her purse.

او دستمال جیپور را با دقت تا کرد و در کیف خود گذاشت.

The ballerina's costume was adorned with lacy details.

لباس بالرین با جزئیات گیپور تزئین شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید