lades

[ایالات متحده]/leɪdz/
[بریتانیا]/leɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بارگیری کردن (بار)، سوار کردن؛ با قاشق درآوردن

عبارات و ترکیب‌ها

lades of fun

سرشار از سرگرمی

lades of joy

سرشار از شادی

lades of energy

سرشار از انرژی

lades of beauty

سرشار از زیبایی

lades of laughter

سرشار از خنده

lades of love

سرشار از عشق

lades of talent

سرشار از استعداد

lades of support

سرشار از حمایت

lades of hope

سرشار از امید

lades of inspiration

سرشار از الهام

جملات نمونه

she lades the boat with supplies for the journey.

او قایق را با لوازم مورد نیاز برای سفر پر می‌کند.

the workers lades the crates carefully onto the truck.

کارگران به‌طور مراقبتی جعبه‌ها را روی کامیون بار می‌کنند.

he lades his plate with delicious food at the buffet.

او بشقاب خود را در بوفه با غذای خوشمزه پر می‌کند.

the cargo ship lades heavy machinery at the dock.

کشتی باری در اسکله ماشین‌آلات سنگین را بارگیری می‌کند.

they lades the trailer with furniture for the move.

آنها تریلر را با مبلمان برای جابجایی پر می‌کنند.

she carefully lades the basket with fresh fruits.

او به‌طور مراقبتی سبد را با میوه‌های تازه پر می‌کند.

he lades the truck with boxes for the delivery.

او کامیون را با جعبه‌ها برای تحویل بارگیری می‌کند.

the team lades the stage with equipment for the concert.

تیم صحنه را با تجهیزات برای کنسرت آماده می‌کند.

she lades her backpack with books for the trip.

او کوله‌پشتی خود را با کتاب‌ها برای سفر آماده می‌کند.

the chef lades the dish with spices for extra flavor.

آشپز غذا را با ادویه‌ها برای طعم بیشتر آماده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید