lakshmi

[ایالات متحده]/lʌkʃmi/
[بریتانیا]/lɑkʃmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خانم هندوی معبورت و خوشبختی
شکل‌های واژه
جمعlakshmis

جملات نمونه

devotees worship lakshmi during diwali for prosperity.

پیروان در روز دیوالی به لکشمی عبادت می‌کنند تا به ثروت دست یابند.

the goddess lakshmi blesses the faithful with wealth.

خدیجۀ لکشمی به پیروان خود ثروت می‌بخشد.

many hindus chant lakshmi mantras for financial success.

بسیاری از هندوها برای موفقیت مالی گویه‌های لکشمی را می‌خوانند.

lakshmi puja is performed on the full moon night.

پوجا لکشمی در شب ماه پُر ماه در انجام می‌شود.

the temple dedicated to lakshmi attracts thousands of pilgrims.

معبد مخصوص لکشمی هزاران زائر را جذب می‌کند.

families seek lakshmi's blessings for a prosperous new year.

خانواده‌ها برای یک سال جدید پر ثروت، بخشش لکشمی را می‌طلبد.

gold and flowers are offered to please lakshmi.

طلای و گل‌ها برای لذت دادن به لکشمی ارائه می‌شود.

the idol of lakshmi is adorned with silk garments.

پوسته لکشمی با لباس‌های پشمی زیبایی می‌شود.

arti is sung in honor of lakshmi during evening prayers.

در طول نماز‌های شب، ارتي به افتخار لکشمی خوانده می‌شود.

lakshmi is believed to reside in homes that are clean and bright.

می‌گویند لکشمی در خانه‌هایی که تمیز و روشن هستند زندگی می‌کند.

the festival of navratri celebrates the divine feminine including lakshmi.

جشن ناوارتری به مناسبت زنان مقدس شامل لکشمی جشن گرفته می‌شود.

married women apply vermilion to honor lakshmi and their husbands.

زنان ازدواج کرده‌ای که به افتخار لکشمی و همسرانشان رنگ قرمز را به پوست خود می‌کشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید