lames

[ایالات متحده]/leɪmz/
[بریتانیا]/leɪmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قانع‌کننده یا معتبر نیست؛ از کیفیت پایین؛ inferior
v. سوم شخص مفرد از lame

عبارات و ترکیب‌ها

lames are lame

افراد خسته کننده خسته کننده هستند

lames in disguise

افراد خسته کننده در نقش های مختلف

lames for days

افراد خسته کننده برای روزها

lames at heart

افراد خسته کننده از صمیم قلب

lames on stage

افراد خسته کننده روی صحنه

lames in action

افراد خسته کننده در عمل

lames all around

افراد خسته کننده در همه جا

lames for life

افراد خسته کننده برای همیشه

lames at play

افراد خسته کننده در حال بازی

lames in town

افراد خسته کننده در شهر

جملات نمونه

his excuses for being late were lames.

دلایل او برای دیر رسیدن ضعیف بودند.

she thought the movie was lames and boring.

او فکر کرد فیلم ضعیف و خسته کننده بود.

they called the new game lames because of its poor graphics.

آنها بازی جدید را به دلیل گرافیک ضعیف آن ضعیف نامیدند.

his jokes were lames and didn't make anyone laugh.

نکندهای او ضعیف بودند و باعث خنده کسی نشدند.

the presentation was lames and lacked energy.

ارائه ضعیف بود و فاقد انرژی بود.

she found his attempts to impress her lames.

او تلاش او برای تحت تاثیر قرار دادن او را ضعیف یافت.

many people consider that song lames and outdated.

بسیاری از مردم آن آهنگ را ضعیف و قدیمی می دانند.

his style of writing is often seen as lames.

سبک نوشتن او اغلب به عنوان ضعیف دیده می شود.

she rolled her eyes at the lames excuse he gave.

او به بهانه ای که او گفت چشم چرخانید.

they thought the party was lames because no one danced.

آنها فکر کردند مهمانی ضعیف بود زیرا کسی نمی رقصید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید