lamias

[ایالات متحده]/ˈleɪmiə/
[بریتانیا]/ˈleɪmiə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک هیولا یا جادوگر زن؛ لامیا (یک هیولای زن با سر یک زن و بدن یک مار در اسطوره‌شناسی یونانی)

عبارات و ترکیب‌ها

lamia queen

ملکه لامیه

lamia lore

داستان‌های لامیه

lamia attack

حمله لامیه

lamia myth

افسانه لامیه

lamia form

شکل لامیه

lamia story

داستان لامیه

lamia figure

شخصیت لامیه

lamia character

شخصیت لامیه

lamia encounter

برخورد با لامیه

lamia creature

موجود لامیه

جملات نمونه

the legend of the lamia has fascinated many cultures.

افسانه لامیا فرهنگ‌های بسیاری را مجذوب خود کرده است.

in ancient times, people believed lamia could steal children.

در دوران باستان، مردم معتقد بودند که لامیا می‌تواند کودکان را بدزدد.

the lamia is often depicted as a seductive creature.

لامیا اغلب به عنوان موجودی اغواگرانه به تصویر کشیده می‌شود.

many stories feature a lamia as the main antagonist.

داستان‌های بسیاری دارای لامیا به عنوان شخصیت اصلی منفی هستند.

some people think the lamia symbolizes lost love.

برخی افراد فکر می‌کنند که لامیا نمادی از عشق گمشده است.

artists have created various representations of the lamia.

هنرمندان بازنمودهای مختلفی از لامیا ایجاد کرده‌اند.

in modern literature, lamia often represent danger.

در ادبیات مدرن، لامیا اغلب نشان‌دهنده خطر است.

the lamia's story varies from one culture to another.

داستان لامیا از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر متفاوت است.

some researchers study the lamia in folklore.

برخی از محققان لامیا را در فولکلور مطالعه می‌کنند.

the lamia has become a popular figure in horror films.

لامیا به یک شخصیت محبوب در فیلم‌های ترسناک تبدیل شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید