laminator

[ایالات متحده]/ˈlæmɪneɪtə/
[بریتانیا]/ˈlæməˌneɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی برای لمینت کردن مواد، معمولاً برای محافظت یا بهبود اسناد استفاده می‌شود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

hot laminator

لمیناتور داغ

cold laminator

لمیناتور سرد

laminator machine

دستگاه لمیناتور

laminator film

سربند لمیناتور

personal laminator

لمیناتور شخصی

office laminator

لمیناتور اداری

large laminator

لمیناتور بزرگ

portable laminator

لمیناتور قابل حمل

laminator settings

تنظیمات لمیناتور

laminator accessories

لوازم جانبی لمیناتور

جملات نمونه

i need to buy a laminator for my office.

من نیاز دارم یک لمینه برای دفتر کارم بخرم.

the laminator will protect my important documents.

لمینه اسناد مهم من را محافظت می کند.

using a laminator can enhance the durability of posters.

استفاده از لمینه می تواند دوام پوسترها را افزایش دهد.

she used the laminator to preserve her child's artwork.

او از لمینه برای حفظ آثار هنری فرزندش استفاده کرد.

a laminator is essential for creating professional presentations.

لمینه برای ایجاد ارائه های حرفه ای ضروری است.

make sure to let the laminator heat up before use.

مطمئن شوید قبل از استفاده لمینه را گرم کنید.

he demonstrated how to use the laminator effectively.

او نحوه استفاده موثر از لمینه را نشان داد.

the office purchased a new laminator last week.

دفتر هفته گذشته یک لمینه جدید خریداری کرد.

it's easy to operate a laminator for beginners.

برای مبتدیان، کار کردن با یک لمینه آسان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید