laney

[ایالات متحده]/ˈleɪni/
[بریتانیا]/ˈleɪni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نام خانوادگی زن
شکل‌های واژه
جمعlaneys

عبارات و ترکیب‌ها

call laney

تماس با لانی

laney's book

کتاب لانی

laney is here

لانی اینجا است

where's laney

لانی کجاست

laney went home

لانی به خانه رفته است

tell laney

به لانی بگو

laney knows

لانی می‌داند

laney's room

اتاق لانی

laney came

لانی آمده است

ask laney

به لانی پرسید

جملات نمونه

laney plays piano beautifully.

لانی پیانو را زیبایی می‌خواند.

laney works at the public library downtown.

لانی در کتابخانه عمومی شهر کار می‌کند.

laney loves reading mystery novels in her spare time.

لانی دوست دارد در زمان فراغ خود رمان‌های جنایی بخواند.

laney walks her golden retriever in the park every morning.

لانی هر صبح گولدن ریتریور خود را در پارک می‌گذارد.

laney is studying marine biology at university.

لانی در دانشگاه به مطالعه زیست‌شناسی دریا می‌پردازد.

laney makes the best chocolate chip cookies in town.

لانی بهترین کوکی‌های شکلاتی شهر را می‌پزد.

laney visited the louvre in paris last summer.

لانی موزه لوور در پاریس را سال گذشته بازدید کرد.

laney helps her elderly neighbors with grocery shopping.

لانی به همسایگان سالمندش کمک می‌کند تا خریدهایشان را انجام دهند.

laney practices yoga and meditation every morning.

لانی هر صبح یوگا و مدیتیشن می‌کند.

laney writes poetry and short stories as a hobby.

لانی به عنوان یک سرگرمی شعر و داستان‌های کوتاه می‌نویسد.

laney volunteers at the local animal shelter on weekends.

لانی در ایام ایتاق‌های حیوانات محلی به عنوان داوطلب کار می‌کند.

laney learned to bake sourdough bread during the pandemic.

لانی در طول بیماری کرونا یاد گرفت چگونه نان سودو را پزد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید