lapidifies

[ایالات متحده]/ləˈpɪdɪfaɪz/
[بریتانیا]/ləˈpɪdəˌfaɪz/

ترجمه

v. به سنگ تبدیل شدن; به سنگ تبدیل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

lapidifies the stone

سنگ را تراش می‌دهد

lapidifies the material

مواد را تراش می‌دهد

lapidifies under pressure

تحت فشار تراش می‌دهد

lapidifies into rock

به سنگ تبدیل می‌کند

lapidifies the surface

سطح را تراش می‌دهد

lapidifies quickly

به سرعت تراش می‌دهد

lapidifies with heat

با حرارت تراش می‌دهد

lapidifies the clay

خاک را تراش می‌دهد

lapidifies the glass

شیشه را تراش می‌دهد

lapidifies the resin

رزین را تراش می‌دهد

جملات نمونه

the lava lapidifies as it cools down.

لاوا با سرد شدن، سنگ‌سازی می‌شود.

the artist lapidifies the wax into beautiful sculptures.

هنرمند موم را به مجسمه‌های زیبا سنگ‌سازی می‌کند.

in time, the minerals lapidify into precious stones.

در طول زمان، مواد معدنی به سنگ‌های قیمتی سنگ‌سازی می‌شوند.

the process lapidifies the organic materials over centuries.

این فرآیند مواد آلی را در طول قرن‌ها سنگ‌سازی می‌کند.

heat and pressure lapidify the sedimentary layers.

گرما و فشار لایه‌های رسوبی را سنگ‌سازی می‌کنند.

the resin lapidifies, creating a durable finish.

رزین سنگ‌سازی می‌شود و روکش بادوامی ایجاد می‌کند.

they lapidify the glass to create stunning mosaics.

آنها شیشه را سنگ‌سازی می‌کنند تا موزاییک‌های خیره‌کننده ایجاد کنند.

when exposed to air, the mixture lapidifies quickly.

هنگامی که در معرض هوا قرار می‌گیرد، مخلوط به سرعت سنگ‌سازی می‌شود.

over time, the concrete lapidifies and strengthens.

در طول زمان، بتن سنگ‌سازی و تقویت می‌شود.

the heat lapidifies the clay into pottery.

گرما خاک رس را به ظروف سفالی سنگ‌سازی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید