stonify the soil
تثبیت خاک
stonify process
فرآیند تثبیت
stonifying agent
ماده تثبیتکننده
stonify quickly
تثبیت سریع
stonify further
تثبیت بیشتر
stonify completely
تثبیت کامل
stonifying effect
اثر تثبیتکنندگی
stonify gradually
تثبیت تدریجی
the artist decided to stonify the sculpture, giving it a granite-like appearance.
هنرمند تصمیم گرفت تا اسکلت را سنگی کند و به آن ظاهری شبیه گرانیت بدهد.
he tried to stonify the clay model to resemble a weathered boulder.
او سعی کرد تا مدل چینی را سنگی کند تا شبیه یک توده سنگ شدید شود.
the special effects team used stonify techniques to create the crumbling ruins.
تیم اثرات ویژه از فنون سنگی کردن برای ایجاد خرaborهای فروروبی استفاده کردند.
the game's environment heavily relied on stonify textures for the mountains.
محیط بازی به طور چشمگیری از الگوهای سنگی کردن برای کوهها استفاده کرد.
she wanted to stonify the vase to give it an antique, stone-like feel.
او میخواست لیوان را سنگی کند تا به آن حسی قدیمی و شبیه سنگ بدهد.
the sculptor planned to stonify the bronze statue with a patina effect.
مصنوعساز قصد داشت تا با اثر پاتینا، آثار مسی را سنگی کند.
they experimented with stonify shaders to achieve a realistic rock surface.
آنها با شیادرهای سنگی کردن آزمایش کردند تا سطحی واقعی از سنگ به دست آورند.
the film utilized stonify filters to depict the ancient temple walls.
فیلم از فیلترهای سنگی کردن برای نمایش دیوارهای معبد قدیمی استفاده کرد.
the goal was to stonify the character's armor for a more imposing look.
هدف این بود که لباسهای شخصیت را سنگی کند تا به نظر برسد بیشتر از پیش تهدیدآمیز باشد.
the digital artist used stonify brushes to create a rocky landscape.
هنرمند دیجیتال از فرشتههای سنگی کردن برای ایجاد یک منظره سنگی استفاده کرد.
the project involved stonifying several 3d models for the virtual museum.
این پروژه شامل سنگی کردن چندین مدل ۳D برای موزه مجازی بود.
stonify the soil
تثبیت خاک
stonify process
فرآیند تثبیت
stonifying agent
ماده تثبیتکننده
stonify quickly
تثبیت سریع
stonify further
تثبیت بیشتر
stonify completely
تثبیت کامل
stonifying effect
اثر تثبیتکنندگی
stonify gradually
تثبیت تدریجی
the artist decided to stonify the sculpture, giving it a granite-like appearance.
هنرمند تصمیم گرفت تا اسکلت را سنگی کند و به آن ظاهری شبیه گرانیت بدهد.
he tried to stonify the clay model to resemble a weathered boulder.
او سعی کرد تا مدل چینی را سنگی کند تا شبیه یک توده سنگ شدید شود.
the special effects team used stonify techniques to create the crumbling ruins.
تیم اثرات ویژه از فنون سنگی کردن برای ایجاد خرaborهای فروروبی استفاده کردند.
the game's environment heavily relied on stonify textures for the mountains.
محیط بازی به طور چشمگیری از الگوهای سنگی کردن برای کوهها استفاده کرد.
she wanted to stonify the vase to give it an antique, stone-like feel.
او میخواست لیوان را سنگی کند تا به آن حسی قدیمی و شبیه سنگ بدهد.
the sculptor planned to stonify the bronze statue with a patina effect.
مصنوعساز قصد داشت تا با اثر پاتینا، آثار مسی را سنگی کند.
they experimented with stonify shaders to achieve a realistic rock surface.
آنها با شیادرهای سنگی کردن آزمایش کردند تا سطحی واقعی از سنگ به دست آورند.
the film utilized stonify filters to depict the ancient temple walls.
فیلم از فیلترهای سنگی کردن برای نمایش دیوارهای معبد قدیمی استفاده کرد.
the goal was to stonify the character's armor for a more imposing look.
هدف این بود که لباسهای شخصیت را سنگی کند تا به نظر برسد بیشتر از پیش تهدیدآمیز باشد.
the digital artist used stonify brushes to create a rocky landscape.
هنرمند دیجیتال از فرشتههای سنگی کردن برای ایجاد یک منظره سنگی استفاده کرد.
the project involved stonifying several 3d models for the virtual museum.
این پروژه شامل سنگی کردن چندین مدل ۳D برای موزه مجازی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید