lappets

[ایالات متحده]/ˈlæpɪt/
[بریتانیا]/ˈlæpɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تکه یا قطعه آزاد از مواد؛ یک آویز تزئینی

عبارات و ترکیب‌ها

lappet edge

لبه‌ی لَپت

lappet design

طراحی لَپت

lappet style

سبک لَپت

lappet collar

یقه‌ی لَپت

lappet flap

پالتوی لَپت

lappet trim

تزیینات لَپت

lappet fold

تاشو لَپت

lappet detail

جزئیات لَپت

lappet fabric

پارچه لَپت

lappet motif

الگوی لَپت

جملات نمونه

the dress had a beautiful lappet that flowed gracefully.

لباس دارای یک لاپت زیبا بود که به طور ظریف جریان داشت.

she adjusted the lappet of her hat to shield her eyes from the sun.

او لبه کلاهش را تنظیم کرد تا چشمانش را از نور خورشید محافظت کند.

the lappet on the bird's wing was vibrant and colorful.

لپت روی بال پرنده زنده و رنگارنگ بود.

he noticed the lappet of her scarf fluttering in the wind.

او متوجه شد که لبه روسری او در باد به رقص درآمده است.

the tailor added a decorative lappet to the jacket.

خیاط یک لبه تزئینی به ژاکت اضافه کرد.

she admired the intricate design of the lappet on the gown.

او طراحی پیچیده لبه روی لباس را تحسین کرد.

the lappet of the costume was adorned with sequins.

لبه لباس با پولک تزئین شده بود.

he tucked the lappet of his shirt into his pants.

او لبه پیراهنش را به داخل شلوارش فرو کرد.

the butterfly's lappet wings were mesmerizing.

بال های لبه پروانه مسحور کننده بودند.

the lappet on the ancient robe was a symbol of status.

لبه روی ردای باستانی نمادی از مقام بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید