lapsus

[ایالات متحده]/ˈlæpsəs/
[بریتانیا]/ˈlæpsəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اشتباه یا لغزش، به ویژه در گفتار یا نوشتار

عبارات و ترکیب‌ها

lapsus linguae

lapsus linguae

lapsus memoriae

lapsus memoriae

lapsus calami

lapsus calami

common lapsus

lapsus رایج

lapsus error

اشتباه lapsus

lapsus in judgment

lapsus در قضاوت

lapsus of thought

lapsus در فکر

lapsus slip

lapsus لغزش

mental lapsus

lapsus ذهنی

lapsus phrase

عبارت lapsus

جملات نمونه

he made a lapsus during his speech.

او در حین سخنرانی دچار یک اشتباه لفظی شد.

her lapsus revealed her true feelings.

اشتباه او احساسات واقعی‌اش را آشکار کرد.

it was just a lapsus; he didn't mean to offend anyone.

فقط یک اشتباه لفظی بود؛ او قصد توهین به کسی را نداشت.

the lapsus in the report caused confusion.

اشتباه در گزارش باعث سردرگمی شد.

he laughed off his lapsus, saying everyone makes mistakes.

او با خنده اشتباهش را پشت سر گذاشت و گفت همه اشتباه می‌کنند.

there was a slight lapsus in the translation.

اشتباه جزئی در ترجمه وجود داشت.

her lapsus was quickly corrected by her colleague.

اشتباه او به سرعت توسط همکارش تصحیح شد.

he apologized for his lapsus during the meeting.

او برای اشتباهش در طول جلسه عذرخواهی کرد.

the editor noticed a lapsus in the manuscript.

ویراستار متوجه یک اشتباه در دست‌نویس شد.

his lapsus was a reminder that nobody is perfect.

اشتباه او یادآوری این بود که هیچ کس کامل نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید