largesse

[ایالات متحده]/lɑː'(d)ʒes/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخشش سخاوتمندانه; چیزی که به طور سخاوتمندانه داده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

act of largesse

عمل سخاوت

show largesse

نمایش سخاوت

receive largesse

دریافت سخاوت

give with largesse

با سخاوت دادن

جملات نمونه

the distribution of largesse to the local population.

توزیع سخاوت به جمعیت محلی.

Our people are in no need of richer nations’ largesse.

مردم ما نیازی به بخشش کشورهای ثروتمند ندارند.

The billionaire's largesse helped fund the new library.

بخشندگی میلیاردر به تأمین بودجه کتابخانه جدید کمک کرد.

She was known for her largesse towards charitable causes.

او به خاطر بخشندگی‌اش به امور خیریه مشهور بود.

The company's largesse extended to its employees with generous bonuses.

بخشندگی شرکت شامل کارکنان با پاداش‌های سخاوتمندانه بود.

The queen's largesse was celebrated by the people.

بخشندگی ملکه توسط مردم مورد تحسین قرار گرفت.

He showed his largesse by treating everyone to dinner.

او با مهمان کردن همه به شام، بخشندگی خود را نشان داد.

The organization relied on the largesse of donors to continue its work.

سازمان برای ادامه فعالیت خود به بخشندگی اهداکنندگان متکی بود.

The politician's largesse towards his constituents earned him their loyalty.

بخشندگی سیاستمدار نسبت به رای‌دهندگان، باعث جلب وفاداری آنها شد.

The wealthy family's largesse was evident in their extravagant parties.

بخشندگی خانواده ثروتمند در مهمانی‌های مجلل آنها آشکار بود.

The organization's success was partly due to the largesse of its sponsors.

موفقیت سازمان تا حدودی به بخشندگی حامیان مالی آن مدیون بود.

She was praised for her largesse in helping those in need.

او به خاطر بخشندگی‌اش در کمک به نیازمندان مورد تحسین قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید