lathes

[ایالات متحده]/leɪðz/
[بریتانیا]/leɪðz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع دستگاه تراش
v. سوم شخص مفرد دستگاه تراش؛ پردازش با استفاده از دستگاه تراش (سوم شخص مفرد)

عبارات و ترکیب‌ها

metal lathes

تراش‌های فلزی

wood lathes

تراش‌های چوبی

cnc lathes

تراش‌های CNC

tool lathes

تراش‌های ابزار

manual lathes

تراش‌های دستی

precision lathes

تراش‌های دقیق

bench lathes

تراش‌های نیمه‌هنگامی

mini lathes

تراش‌های کوچک

industrial lathes

تراش‌های صنعتی

automatic lathes

تراش‌های اتوماتیک

جملات نمونه

many factories use lathes for precision machining.

بسیاری از کارخانه‌ها از ماشین‌کاری برای ماشین‌کاری دقیق استفاده می‌کنند.

he learned how to operate lathes in his engineering class.

او یاد گرفت که چگونه در کلاس مهندسی خود ماشین‌کاری را کار کند.

modern lathes can be computer-controlled for better accuracy.

ماشین‌کاری‌های مدرن می‌توانند برای دقت بیشتر به صورت کامپیوتری کنترل شوند.

she specializes in creating custom parts using lathes.

او در ساخت قطعات سفارشی با استفاده از ماشین‌کاری تخصص دارد.

regular maintenance is essential for keeping lathes in good condition.

تعویض منظم برای حفظ ماشین‌کاری در شرایط خوب ضروری است.

he spent hours learning to set up the lathes correctly.

او ساعت‌ها وقت گذاشت تا یاد بگیرد چگونه ماشین‌کاری را به درستی تنظیم کند.

lathes are crucial for shaping metal and wood materials.

ماشین‌کاری برای شکل‌دهی مواد فلزی و چوبی حیاتی است.

they invested in new lathes to increase production efficiency.

آنها در ماشین‌کاری‌های جدید سرمایه‌گذاری کردند تا کارایی تولید را افزایش دهند.

safety precautions are important when working with lathes.

هنگام کار با ماشین‌کاری، اقدامات احتیاطی ایمنی مهم است.

he demonstrated how to turn a piece of wood on the lathes.

او نحوه چرخاندن یک تکه چوب روی ماشین‌کاری را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید