daily lavations
وضو روزانه
ceremonial lavations
وضوهای مراسمی
ritual lavations
وضوهای آیینی
lavations required
ضرورت وضو
frequent lavations
وضوهای مکرر
lavations performed
انجام وضو
lavations completed
اتمام وضو
lavations essential
وضو ضروری
lavations observed
رعایت وضو
lavations encouraged
تشویق به وضو
after a long day, i enjoy my evening lavations.
بعد از یک روز طولانی، از نظافتهای عصر خود لذت میبرم.
the ritual lavations were a key part of their tradition.
نظافتهای آیینی بخش مهمی از سنت آنها بود.
she found peace in her daily lavations by the river.
او در کنار رودخانه، آرامش را در نظافتهای روزانه خود یافت.
lavations are essential for maintaining personal hygiene.
نظافتها برای حفظ بهداشت شخصی ضروری هستند.
he performed his morning lavations with great care.
او با دقت زیادی نظافتهای صبح خود را انجام داد.
the monks engaged in ceremonial lavations before meditation.
راهبان قبل از مدیتیشن در نظافتهای آیینی شرکت کردند.
lavations can be both refreshing and invigorating.
نظافتها میتوانند هم طراوتبخش و هم انرژیبخش باشند.
she prepared the bath with fragrant oils for her lavations.
او حمام را با روغنهای معطر برای نظافتهای خود آماده کرد.
the ancient texts described the importance of lavations.
متون باستانی اهمیت نظافتها را شرح دادند.
his lavations were a time for reflection and relaxation.
نظافتهای او زمانی برای تفکر و آرامش بود.
daily lavations
وضو روزانه
ceremonial lavations
وضوهای مراسمی
ritual lavations
وضوهای آیینی
lavations required
ضرورت وضو
frequent lavations
وضوهای مکرر
lavations performed
انجام وضو
lavations completed
اتمام وضو
lavations essential
وضو ضروری
lavations observed
رعایت وضو
lavations encouraged
تشویق به وضو
after a long day, i enjoy my evening lavations.
بعد از یک روز طولانی، از نظافتهای عصر خود لذت میبرم.
the ritual lavations were a key part of their tradition.
نظافتهای آیینی بخش مهمی از سنت آنها بود.
she found peace in her daily lavations by the river.
او در کنار رودخانه، آرامش را در نظافتهای روزانه خود یافت.
lavations are essential for maintaining personal hygiene.
نظافتها برای حفظ بهداشت شخصی ضروری هستند.
he performed his morning lavations with great care.
او با دقت زیادی نظافتهای صبح خود را انجام داد.
the monks engaged in ceremonial lavations before meditation.
راهبان قبل از مدیتیشن در نظافتهای آیینی شرکت کردند.
lavations can be both refreshing and invigorating.
نظافتها میتوانند هم طراوتبخش و هم انرژیبخش باشند.
she prepared the bath with fragrant oils for her lavations.
او حمام را با روغنهای معطر برای نظافتهای خود آماده کرد.
the ancient texts described the importance of lavations.
متون باستانی اهمیت نظافتها را شرح دادند.
his lavations were a time for reflection and relaxation.
نظافتهای او زمانی برای تفکر و آرامش بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید