lavations

[ایالات متحده]/ˌlæˈveɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌleɪˈveɪʃənz/

ترجمه

n. شستن; آبی که برای شستن استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

daily lavations

وضو روزانه

ceremonial lavations

وضوهای مراسمی

ritual lavations

وضوهای آیینی

lavations required

ضرورت وضو

frequent lavations

وضوهای مکرر

lavations performed

انجام وضو

lavations completed

اتمام وضو

lavations essential

وضو ضروری

lavations observed

رعایت وضو

lavations encouraged

تشویق به وضو

جملات نمونه

after a long day, i enjoy my evening lavations.

بعد از یک روز طولانی، از نظافت‌های عصر خود لذت می‌برم.

the ritual lavations were a key part of their tradition.

نظافت‌های آیینی بخش مهمی از سنت آنها بود.

she found peace in her daily lavations by the river.

او در کنار رودخانه، آرامش را در نظافت‌های روزانه خود یافت.

lavations are essential for maintaining personal hygiene.

نظافت‌ها برای حفظ بهداشت شخصی ضروری هستند.

he performed his morning lavations with great care.

او با دقت زیادی نظافت‌های صبح خود را انجام داد.

the monks engaged in ceremonial lavations before meditation.

راهبان قبل از مدیتیشن در نظافت‌های آیینی شرکت کردند.

lavations can be both refreshing and invigorating.

نظافت‌ها می‌توانند هم طراوت‌بخش و هم انرژی‌بخش باشند.

she prepared the bath with fragrant oils for her lavations.

او حمام را با روغن‌های معطر برای نظافت‌های خود آماده کرد.

the ancient texts described the importance of lavations.

متون باستانی اهمیت نظافت‌ها را شرح دادند.

his lavations were a time for reflection and relaxation.

نظافت‌های او زمانی برای تفکر و آرامش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید