ablutions

[ایالات متحده]/[əˈbjuːʃənz]/
[بریتانیا]/[əˈbjuːʃənz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل شستن خود، به ویژه در یک زمینه مذهبی؛ چیزهایی که برای شستن خود استفاده می شود.

عبارات و ترکیب‌ها

daily ablutions

وضو روزانه

morning ablutions

وضوی صبح

ablutions completed

وضو انجام شده

performing ablutions

انجام وضو

ritual ablutions

وضوی آیینی

simple ablutions

وضوی ساده

ablutions room

اتاق وضو

after ablutions

پس از وضو

private ablutions

وضوی خصوصی

thorough ablutions

وضوی کامل

جملات نمونه

she performed her morning ablutions in the hotel bathroom.

او در حمام هتل، وضوی صبح خود را انجام داد.

the imam announced the call to ablutions before prayer.

امام قبل از نماز، اعلام انجام وضوی کرد.

daily ablutions are a vital part of islamic practice.

وضو روزانه بخش مهمی از عمل مسلمانان است.

he carefully performed the ritual ablutions before entering the mosque.

او قبل از ورود به مسجد، وضوی آیینی را با دقت انجام داد.

the ablutions took only a few minutes, leaving him feeling refreshed.

وضو فقط چند دقیقه طول کشید و باعث شد احساس تازگی کند.

following the ablutions, he prepared for the afternoon prayers.

پس از وضوی، او برای نماز ظهر آماده شد.

the tradition of ablutions emphasizes cleanliness and purity.

رسوم وضوی بر تمیزی و پاکیزگی تاکید دارد.

before reciting the quran, he always performs his ablutions.

قبل از تلاوت قرآن، او همیشه وضو می‌گیرد.

the ablutions were performed with water from the nearby well.

وضو با آب از چاه نزدیک انجام شد.

a thorough set of ablutions is required before entering the sacred space.

قبل از ورود به مکان مقدس، انجام وضوی کامل مورد نیاز است.

the mosque provides a designated area for ablutions.

مسجد یک منطقه تعیین شده برای وضوی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید