lapis lazuli
لاپیز لازولی
Swimming about the capstone, which the Arizona diver thought looked like lapis lazuli, he discovered an entranceway and decided to explore further.
در حالی که در اطراف سنگ سنگی شنا می کرد، که غواص آریزونا فکر می کرد شبیه لازولیت است، یک راه ورودی کشف کرد و تصمیم گرفت بیشتر کاوش کند.
a lazuli bunting perched on a branch
یک فنچ لازولی روی شاخهای نشسته بود
the artist used lazuli pigment for the painting
هنرمند از رنگدانه لازولی برای نقاشی استفاده کرد
she wore a beautiful lazuli necklace
او یک گردنبند لازولی زیبا به تن داشت
the lazuli gemstone sparkled in the sunlight
سنگ قیمتی لازولی در نور خورشید میدرخشید
the ancient Egyptians prized lazuli for its deep blue color
مصریان باستان سنگ لازولی را به دلیل رنگ آبی عمیق آن ارزشمند میدانستند
the lazuli sky stretched endlessly above them
آسمان لازولی به طور نامحدودی بالای سرشان گسترده بود
the lazuli waters of the lake shimmered in the moonlight
آبهای لازولی دریاچه در نور ماه میدرخشیدند
the queen's crown was adorned with lazuli stones
تاج ملکه با سنگهای لازولی تزئین شده بود
the poet compared her eyes to lazuli jewels
شاعر چشمان او را به جواهرات لازولی تشبیه کرد
the lazuli scarf added a touch of elegance to her outfit
شال لازولی ظاهری شیک به لباس او اضافه کرد
lapis lazuli
لاپیز لازولی
Swimming about the capstone, which the Arizona diver thought looked like lapis lazuli, he discovered an entranceway and decided to explore further.
در حالی که در اطراف سنگ سنگی شنا می کرد، که غواص آریزونا فکر می کرد شبیه لازولیت است، یک راه ورودی کشف کرد و تصمیم گرفت بیشتر کاوش کند.
a lazuli bunting perched on a branch
یک فنچ لازولی روی شاخهای نشسته بود
the artist used lazuli pigment for the painting
هنرمند از رنگدانه لازولی برای نقاشی استفاده کرد
she wore a beautiful lazuli necklace
او یک گردنبند لازولی زیبا به تن داشت
the lazuli gemstone sparkled in the sunlight
سنگ قیمتی لازولی در نور خورشید میدرخشید
the ancient Egyptians prized lazuli for its deep blue color
مصریان باستان سنگ لازولی را به دلیل رنگ آبی عمیق آن ارزشمند میدانستند
the lazuli sky stretched endlessly above them
آسمان لازولی به طور نامحدودی بالای سرشان گسترده بود
the lazuli waters of the lake shimmered in the moonlight
آبهای لازولی دریاچه در نور ماه میدرخشیدند
the queen's crown was adorned with lazuli stones
تاج ملکه با سنگهای لازولی تزئین شده بود
the poet compared her eyes to lazuli jewels
شاعر چشمان او را به جواهرات لازولی تشبیه کرد
the lazuli scarf added a touch of elegance to her outfit
شال لازولی ظاهری شیک به لباس او اضافه کرد
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید