leagues

[ایالات متحده]/liːɡz/
[بریتانیا]/liːɡz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انجمن‌ها یا گروه‌هایی که برای هدف خاصی تشکیل شده‌اند؛ رده‌ها یا طبقات؛ کنفدراسیون باشگاه‌های ورزشی؛ واحدی از فاصله که تقریباً معادل ۳ مایل است
v. شخص سوم مفرد از league

عبارات و ترکیب‌ها

major leagues

لیگ‌های بزرگ

little leagues

لیگ‌های کوچک

leagues ahead

خیلی جلوتر

two leagues

دو لیگ

three leagues

سه لیگ

in leagues

در لیگ‌ها

leagues apart

دور از هم در لیگ‌ها

leagues below

پایین‌تر از لیگ‌ها

national leagues

لیگ‌های ملی

regional leagues

لیگ‌های منطقه‌ای

جملات نمونه

they formed a league to promote environmental awareness.

آنها یک لیگ برای ترویج آگاهی زیست محیطی تشکیل دادند.

the two teams are in different leagues this season.

دو تیم در این فصل در لیگ‌های متفاوتی هستند.

she has leagues of experience in project management.

او تجربه زیادی در مدیریت پروژه دارد.

the league table shows the rankings of the teams.

جدول لیگ رتبه تیم‌ها را نشان می‌دهد.

he plays in a recreational soccer league.

او در یک لیگ فوتبال تفریحی بازی می‌کند.

they are considering joining a professional league.

آنها در حال بررسی پیوستن به یک لیگ حرفه‌ای هستند.

the league's rules are strict about player conduct.

قوانین لیگ در مورد رفتار بازیکنان سختگیرانه است.

she was elected president of the local sports league.

او به عنوان رئیس لیگ ورزشی محلی انتخاب شد.

he achieved a personal best in the league championship.

او در مسابقات قهرمانی لیگ بهترین نتیجه شخصی خود را کسب کرد.

many players aspire to play in the major leagues.

بسیاری از بازیکنان خواهان بازی در لیگ‌های بزرگ هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید